جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
خیلی اوقات احساس ناتوانی میکنم ! با من توانمند ام چگونه آشنا بشم ؟ اینجا رو کلیک کن تا بدونی.


0
0
1016
اطلاعات بیشتر واژه
واژه لاف زدن
معادل ابجد 172
تعداد حروف 6
منبع لغت‌نامه دهخدا
نمایش تصویر لاف زدن
پخش صوت

لاف زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) خودستائی کردن . دعوی باطل کردن . تصلف . تیه . صَلف . طرمذه . تفیّش . بهلقة. ضنط. (منتهی الارب ).
- لاف ازچیزی زدن ؛ مدعی داشتن آن بودن :
ببودند تا شب در این گفتگوی
همی لاف زد مردپیکارجوی .
فردوسی .
ترا خود همی مرد باید چو زن
میان یلان لاف مردی مزن .
فردوسی .
لافها زد و منتها نهاد. (تاریخ بیهقی ص 685). این لافی نیست که میزنم و بارنامه نیست که میکنم بلکه عذری است که بسبب این تاریخ میخواهم . (تاریخ بیهقی ص 567). و همیشه چشم نهاده بودی تا پادشاهی بزرگ و جبار بر چاکری خشم گرفتی ... این مرد از کرانه بجستی و فرصتی جستی و تضریب کردی و المی بزرگ بدان چاکر رسانیدی و آنگاه لاف زدی که فلان را من فرو گرفتم . (تاریخ بیهقی ).
لافی نزدم بدین فضائل
زیرا که به فضل خود مشارم .
ناصرخسرو.
برگ بی برگی نداری لاف درویشی مزن .
سنائی .
اندر همه ده جُوی نه ما را
ما لاف زنان که دهخدائیم .
سنائی .
ز تو گر لاف زد کفری نگفته ست
ترا گر دوست شد کفری نکرده ست .
عمادی شهریاری .
لاف نسبت زند حسود ولیک
شیر بالش نشد چو شیر عرین .
انوری .
لاف یکرنگی مزن تا از صفت چون آینه
از درونسو تیرگی داری و بیرونسو صفا.
خاقانی .
دیده ٔ تو راست نیست لاف یکی بین مزن
صورت تو خوب نیست آینه بر طاق نه .
خاقانی .
لاف فریدون زدن وانگه ضحاک وار
سلطنت و شیطنت هر دو بهم داشتن .
خاقانی .
یا لاف رستمی مزنید ای یگانگان
یا بیژن دوم را از چه برآورید.
خاقانی .
لاف از دم عاشقان زند صبح
بیدل دم سرد از آن زند صبح .
خاقانی .
از تو ببارگاه شه لاف دوکون میزنم
کم ز خراج این دو ده برگ گدای چون توئی .
خاقانی .
مرغ قنینه چون زبان در دهن قدح کند
جان قدح به صد زبان لاف صفای تو زند.
خاقانی .
گه گه اگر زکوة لب بوسه دهی به بنده ده
تا به خراج ری زنم لاف عطای چون توئی .
خاقانی .
اول از شیر سرخ لاف زند
پس درآید سگ سیه ز میان .
خاقانی .
دیده ٔ بینا نه و لاف بصر
گوهر گویا نه و لاف بیان .
خاقانی .
کاخر لاف سگیت میزنم
دبدبه ٔ بندگیت میزنم .
نظامی .
لاف از سخن چو در توان زد
آن خشت بودکه پر توان زد.
نظامی .
تا بیکی نم که بر این گل زنی
لاف ولی نعمتی دل زنی .
نظامی .
بقدر شغل خود باید زدن لاف
که زردوزی نداند بوریاباف .
نظامی .
آن دل و آن زهره کرا در مصاف
کز دل و از زهره زند با تولاف .
نظامی .
هر آنکس کو زند لاف دلیری
ز جنگ شیر یابد نام شیری .
نظامی .
فراخیها و تنگیهای اطراف
ز رای پادشاه خود زند لاف .
نظامی .
لاف زنان کز تو عزیزی شوند
جهدکنان کز تو بچیزی شوند.
نظامی .
مزن بیش ازین لاف گردنکشی
که خاکی به گوهر نه از آتشی .
نظامی .
چون زنم من زین مقام صعب لاف
مور چون در پشت گیرد کوه قاف .
عطار.
هر جان که در ره آمد لاف یقین بسی زد
لیکن نصیب جانان پندار یا گمان است .
عطار.
گفت خرآخر همی زن لاف لاف
در غریبی بس توان گفتن گزاف .
مولوی .
دوست مشمار آنکه در نعمت زند
لاف یاری و برادر خواندگی .
سعدی .
دشمن چو بینی ناتوان
لاف از بروت خود مزن .
سعدی (گلستان ).
دوش در صحرای وحدت لاف تنهائی زدم
خیمه بربالای منظوران زیبائی زدم .
سعدی .
گر همه عمر بشکنم عهد تو پس درست شد
کاینهمه ذکر دوستی لاف دروغ میزنم .
سعدی .
خسیسی اگر لاف آن میزند
که باشد یکی در نسب اصل ما.
ابن یمین .
حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
من لاف عقل میزنم این کار کی کنم .
حافظ.
حافظ نه حدّ ماست چنین لافها زدن
پا از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم .
حافظ.
فهم رازش نکنم او عربی من عجمی
لاف مهرش نزنم او قرشی من حبشی .
جامی .
دمی باحق نبودی چون زنی لاف شناسائی
تمام عمر با خود بودی و نشناختی خود را.
- امثال :
زر کار کند و مرد لاف زند .
نامرد زند همیشه لاف مردی .
مردان نزنند لاف مردی . (جامعالتمثیل ).
تفاخر، فاخر، تباهى، تبجح، متبجح، مفخرة، تباه، المتفاخر، البراغ لعبة، رائع


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری


کپی