جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: لامعی . [ م ِ ] (اِخ ) محمودبن عثمان بن علی نقاش برسوی . از مشاهیر شعرا و ادبای عثمانی . جدش از جانب تیمور لنگ به ماوراءالنهر منتقل شد و پس از فراگرفتن صنعت نقاشی به وطن بازگشت . پسر وی عثمان پدر صاحب ترجمه به روزگار سلطان بایزید دفتردار بوده است و خود صاحب ترجمه پس از تحصیل علوم به خدمت سیداحمد بخاری عارف پیوست و سالک طریق تصوف شد و به اندک مایه مؤنتی قناعت و روزگار صرف نظم وتألیف آثار کرد. منظومات وی عبارت است از: فرهادنامه ، وامق و عذار، ویس و رامین ، ابسال و سالامان ، گوی و چوگان ، شمع و پروانه ، جابرنامه ، هفت پیکر، شهرانکیز بروسه ، مقتل امام حسین . لغت فارسیه ، دیوان اشعار. آثار منثور او عبارت است از: حسن و دل ، شرف الانسان ، عبرت نما، منقبة اویس قرنی ، ترجمه ٔ نفحات الانس به نام فتوح المشاهدین لترویج قلوب المجاهدین ، ترجمه ٔ شواهدالنبوة، شرح دیباچه ٔ گلستان ، شرح معماء اسماءالحسنی ،بهار و خزان ، منشآت ، مجمعاللطائف و برخی آثار دیگر.وفات وی به سال 938 هَ . ق . بوده و در بروسه مدفون است . این مطلع او راست : چاغریشور گو گده ملکلر آه وز ارمدن مدد اودلره یاندم بوآه پر شرار مدن مدد. (قاموس الاعلام ترکی ). اگر این بیت منتخب باشد به سایر اشعار و تألیفات او می توان پی برد. shiny براق، بهيج، مشرق، لامع، لامعة parlak brillant glänzend brillante brillante