لبة
licenseمعنی کلمه لبة
معنی واژه لبة
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
32
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
edge | rim , edging , margin , border , ledge , brim , lip , ridge , verge , hem , point , track , mouthpiece , fringe , rand , spike , selvage , marge , margent , welt , selvedge , the edge
عربی
حافة | حد , هامش , شفا , حاشية , حرف , حدة , تخم , شحذ , ضفة , أحاط , دخل تدريجيا , تقدم شيئا فشيئا , جعل له حدا
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لبة" به طور صحیح در فارسی نمیباشد و ممکن است اشتباه تایپی یا تلفظی باشد. اگر منظور شما کلمه "لبه" بوده است، باید گفت که "لبه" یعنی حاشیه یا کناره یک شیء، و در قواعد نگارشی فارسی، به این چند نکته توجه باید کرد:
-
استفاده صحیح: در جملات، کلمه "لبه" به عنوان اسم و به معنای حاشیه یا کناره استفاده میشود. مثلاً: "لبه میز را بخوردهام."
-
نقاطگذاری: در جملات باید به بهکارگیری نقطه و ویرگول دقت کرد. پس از استفاده از "لبه" باید جمله به گونهای ادامه یابد که مفهوم را بهخوبی منتقل کند.
-
جمع و مفرد: "لبه" به صورت مفرد است و در جمع به صورت "لبهها" نوشته میشود.
- تلفظ و تاکید: در مکالمات، باید به تلفظ صحیح و واضح توجه داشت تا منظور به درستی منتقل شود.
اگر سوال خاصی در مورد این کلمه یا موضوعات مرتبط دارید، لطفاً مطرح کنید.
