جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: لغو. [ ل َغ ْوْ ] (ع ص ، اِ) سخن بیهوده . (منتهی الارب ). لغی ّ. لغوی . سخن نافرجام . (دهار) (ترجمان القرآن جرجانی ). باطل . (مهذب الاسماء). افکنده . به شمار نیامده . سقط. بی معنی . بیهوده . جرجانی گوید: ضم الکلام ما هو ساقط العبرة منه و هو الذی لا معنی له فی حق ثبوت الحکم . (تعریفات ). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: لغو به فتح لام و سکون غین معجمه در لغت بیهوده و سخن باطل . کما فی مدار الافاضل و در تفسیر قشیری گفته که لغو آن چیزی است که آدمی را از یاد و ذکر خدا غافل سازد و پاره ای گفته اند: لغو چیزی باشد که موجب وسیله نزد خدا نشود. دیگری گفته لغو سخنی باشد که شنیدن آن موجب غفلت از ذکر و یاد حق گردد. || (اصطلاح نحو) و در اصطلاح نحویان قسمی از ظرف است که آن را ملغی نامند و ضمن معنی ظرف بیان آن گذشت . || (اصطلاح شرع ) و لغو در اصطلاح شرع قسمی از سوگند باشد که بیان آن ضمن تفسیر لفظ یمین خواهد آمد ان شأاﷲ تعالی - انتهی : هر دو منزّهیم از لغو و تأثیم . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی صص 448 -449). و امور لغو را عادت نکند. (مج-ال-س سع-دی ). گر از بنده لغوی شنیدی مرنج جهاندیده بسیار گوید دروغ . سعدی . || هیچکاره از هر چیزی . || خطا. لغی ّ. لغوی ّ. || آنچه در حساب و شمار نیاید از شتربچه و گوسپند ریزه که در دیت داده شود به سبب حقارت و خردی وی . لغی ّ. (منتهی الارب ). || گناه . منه : قوله تعالی : لایؤاخذکم اﷲ باللغو فی ایمانکم (قرآن 225/2 و 89/5)؛ ای بالاثم فی الخلف اذا کفرتم و بما لایعقد علیه القلب و هو کقولک بلی واﷲ لاواﷲ. (منتهی الارب ). || استثناء، یعنی در سوگند کلمه ٔ اِن شأاﷲ گفتن . سوگندی که به قصد دل نباشد. (منتخب اللغات ). جرجانی گوید: هو ان یحلف علی شی ٔ و هو یری انه کذلک و لیس کما یری فی الواقع هذا عند ابی حنیفة و قال الشافعی هی ما لایعقد الرجل قلبه علیه کقوله لا واﷲ و بلی واﷲ (تعریفات ): عقد؛ سوگندبدون لغو و استثناء. (منتهی الارب ). ابطال، الغا، باطل، بي فايده، بيهوده، بيهوده گويي، پوچ، عاطل، فسخ، مزخرف، مزخرف، ملغا، مهمل، نقض، واهي، ياوه cancellation, abolition, repeal, revocation, waiver, cancel إلغاء، شطب، إبطال، حذف، علامات الحذف iptal annulation stornierung cancelación cancellazione حذف، الغاء، محو، برانداختگی، الغا مجازات، باز گردانی، باطل سازی، برگردانی، چشم پوشی، صرفنظر
کلمه "لغو" در زبان فارسی به معنای باطل کردن، رد کردن یا فسخ کردن است. برای استفاده صحیح از این کلمه در نوشتار فارسی، باید به چند نکته توجه کنید:
نحوه نوشتار: کلمه "لغو" به صورت صحیح همینطور نوشته میشود و نیازی به تغییر یا اضافه کردن حروف ندارد.
نقشهای دستوری:
"لغو" میتواند به عنوان اسم (مانند "لغو قرارداد") به کار رود.
همچنین میتواند به عنوان فعل (در زمانهای مختلف) مورداستفاده قرار گیرد، مانند "این تصمیم لغو شد."
تطابق با جملات: هنگامی که از "لغو" در جملات استفاده میکنید، باید دقت کنید تا با سایر اجزای جمله هماهنگی داشته باشد. به عنوان مثال:
صحیح: "این قانون لغو شد."
نادرست: "این قانونها لغو شد."
لحاظ کردن سیاق متن: کلمه "لغو" معمولاً در متون رسمی، اداری و قضائی بهکار میرود، بنابراین در انتخاب همین کلمه باید به سیاق و نوع متن توجه کنید.
استفاده از مترادفها: در مواردی که نیاز به تنوع دارید، میتوان از واژههای مترادف یا نزدیک به مفهوم "لغو" مانند "باطل"، "فسخ" و "رد" استفاده کرد، اما باید به دقت توجه کنید که در هر مورد، کدام واژه مناسبتر است.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه "لغو" در نگارشهای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
تصمیم به لغو جشن تولد به دلیل بارش باران ناگهانی گرفته شد.
وزارت بهداشت اعلام کرد که برنامه واکسیناسیون عمومی لغو شده است.
شرکت هواپیمایی به دلیل شرایط نامساعد جوی پرواز را لغو کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر