لمباندن
licenseمعنی کلمه لمباندن
معنی واژه لمباندن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹لنباندن› [عامیانه]
مختصات:
(عا.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
177
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
lembanden
عربی
ليمباندن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لمباندن" به معنای "خوابیدن" یا "دراز کشیدن" است و در زبان فارسی به عنوان یک فعل استفاده میشود. برای نوشتن و استفاده صحیح از این کلمه، قواعد زیر را مد نظر داشته باشید:
-
نحو و صرف: "لمباندن" به عنوان فعل لازم است و معمولاً به صورت "لمباندن" و "لمباندن" به کار میرود.
-
آواشناسی: این کلمه با "م" و "ب" تشکیل شده و تکیه بر روی هجای اول (لام) است. به همین دلیل در تلفظ و خواندن باید توجه کرد که به درستی ادای شود.
-
فارسینویسی: از نظر نگارش، این کلمه به شکل درست "لمباندن" نوشته میشود و باید از هر گونه اشتباه املایی پرهیز کرد.
-
استفاده در جملات: هنگام استفاده از این کلمه در جملات، باید به زمینه و موقعیت توجه کرد. مثلاً: "او بعد از یک روز سخت کار، به خواب عمیقی لمباند."
- معنی و مترادفها: "لمباندن" مترادفهایی مانند "خوابیدن"، "دراز کشیدن" و "استراحت کردن" دارد که بسته به زمینه میتوان از آنها استفاده کرد.
این نکات میتواند به شما در درک و استفاده صحیح از این کلمه کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی شب به خانه برگشتم، در زیر نور ماه، سایهها به طور عجیبی لمباندند و حس غریبی به من دادند.
- گاهی اوقات احساس میکنم که زمان لمباندن کرده و همه چیز به کندی پیش میرود.
- در این جشنواره، رنگها و صداها به نحوی لمباندند که همه ما را به دنیای دیگری بردند.
