شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

lams
handling  |

لمس

معنی: لمس . [ ل َ ] (ع مص ) ببساوش . بسودن به دست چیزی را. (منتهی الارب ). سودن چیزی را به دست یا عضوی . (غیاث ). برمجیدن . ببسائیدن .سودن . سائیدن . ببسودن . بسودن دست . (تاج المصادر). ببساویدن . پرواسیدن . مس ّ. جَس ّ. اِجتساس . بساوش . دست سودن . پرواس . پرماس . مجش . ملامسة. مُماسَه . لامسه ، المدرک به الکیفیات الاربع، الخشونة و النعومة و الخفة واللیونة و نظائرها. (تذکره ٔ ضریر انطاکی ). و لمس یعرف به الحر و الصر و الرطب و الیابس و الصلب و اللدن و الخشن و اللین . و رجوع به الجماهر بیرونی ص 3 و 5 شود. هی قوّة مثبتة فی جمیع البدن تدرک بها الحرارة و البرودة و الرطوبة و الیبوسة و نحو ذلک عند التماس و الاتصال به . (تعریفات ). صاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: لَمس بالفتح و سکون المیم فی اللغة المس بالید و فی عرف الحکماء و المتکلمین نوع من الحواس الظاهرةو هو قوّة منبثة فی العصب المخالط لاکثر البدن سیما الجلد اذ العصب یخالط کله لیدرک ان ّ به الهواء المجاور للبدن محرق او مجمد. فیحترز عنه لئلایفسد المزاج الذی به الحیوة و من الاعضاء ما فیه قوة لامسة کالکلیة و الکبد و الطحال و الریة و الاعظام و قیل ان ّ للعظم حساً الا ان ّ فی حسه کلالاً و لذا کان احساسه بالالم اذااحس ّ شدیداً. و اعلم انّه قال کثیر من المحققین من الحکماء و منهم الشیخ : ان ّ القوّة اللامسة اربع قوی متغایرة بالذات حاکمة بین الحرارة و البرودة و الرّطب و الیابس و بین الصلب و اللین و بین الاملس و الخشن و منهم من اثبت خامسة تحکم بین الثقیل و الخفیف و الحق ّ انّها قوّة واحدة و مدرکات هذه القوّة تسمی ملموسات و اوائل المحسوسات و وجه التسمیة بها سبق فی لفظالحس ّ و هی الحرارة و البرودة و الرّطوبة و الیبوسةالمسماة باوائل الملموسات و اللطافة و الکثافة و اللزوجة و الهشاشة و الجفاف و البلة و الثقل و الخفة والملاسة و الخشونة و اللین و الصلابة هکذا فی شرح المواقف و شرح حکمةالعین و غیرهما - انتهی :
ز ذوق و لمس تن را هست بهره
چو از نرمی بیابد دست بهره .
ناصرخسرو.
گفتم که نفس حسیه را پنج حاسه چیست
گفتا که لمس و ذوق و شم و سمع با بصر.
ناصرخسرو.
و حس ظاهر پنج است : حس دیدن ... و حس بسودن و آن را به تازی لمس گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
هر یکی را به لمس هر عضوی
اطلاع اوفتاده بر جزوی .
سنائی .
سر بریدن چیست کشتن نفس را
در جهاد و ترک گفتن لمس را.
مولوی .
قصه ٔ دور تبسمهای شمس
وآن عروسان چمن را لمس و طمس .
مولوی .
|| آرمیدن با زن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر) :
به لمس پیرزن ماند حضور ناکسان ای دل
وضو باطل کند و آخر ندارد نار پستانی .
خاقانی .
|| (اِ) حاجت . (غیاث ).
... ادامه
833 | 0
مترادف: 1- تماس، سودن 2- بي حس، فلج، مفلوج 3- سست، نرم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹لس›
مختصات: (لَ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: lams
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 130
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
handling | handle , tactility , attaint , touch
ترکی
dokunmak
فرانسوی
touche
آلمانی
berühren
اسپانیایی
tocar
ایتالیایی
tocco
عربی
معالجة | معاملة , نقل , تدبير , التعامل مع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "لمس" در فارسی به معنای تماس با چیزی است و می‌تواند به عنوان یک فعل یا اسم استفاده شود. در ادامه به قواعد نگارشی و نحواش اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نوشتار:

    • "لمس" به صورت درست و بدون هیچ گونه اصلاحی نوشته می‌شود.
  2. جنس و عدد:

    • "لمس" به عنوان اسم می‌تواند به صورت مفرد و جمع استفاده شود. به عنوان مثال:
      • لمسی لطیف (مفرد)
      • لمس‌ها (جمع)
  3. استفاده در جملات:

    • این کلمه می‌تواند به عنوان فعل نیز به کار برود. مثال:
      • "او می‌تواند افراد را با یک لمس آرام کند."
  4. قید و صفت:

    • می‌توان از قیدها و صفات برای توصیف "لمس" استفاده کرد. مثلاً:
      • لمسی نرم
      • لمسی خنک
  5. فعل مضارع و ماضی:

    • در صورت استفاده فعل، "لمس" به شکل‌های مختلفی در زمان‌های مختلف صرف می‌شود. مثلاً:
      • I touch (من لمس می‌کنم - فعل مضارع)
      • I touched (من لمس کردم - فعل ماضی)
  6. نکات نگارشی:
    • در جمله‌نویسی، بهتر است که از علائم نگارشی مناسب استفاده کنید و کلمات را در جملات به گونه‌ای مرتب کنید که ارتباط معنایی آنها واضح باشد.

با رعایت این نکات می‌توانید به درستی از کلمه "لمس" در نوشتار فارسی استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. لمس دست‌هایش احساس گرما و محبت را به من منتقل کرد.
  2. او با یک لمس نرم، پنجره‌ی قلبم را باز کرد.
  3. زیبایی طبیعت را نمی‌توان تنها با نگاه کرد، بلکه باید آن را با لمس کردن تجربه کرد.

واژگان مرتبط: اداره، رسیدگی، بررسی، دسته، وسیله، قبضه، قبضه شمشیر، احساس با دست، قابلیت لمس، بساوایی، دست کاری

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری