شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

luč
squint  |

لوچ

معنی: لوچ . (ص ) چپ . احول . دوبین . چشم گشته . کژچشم . کول . (حاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ). لوج . کلیک . (لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ). کاج . کاژ. ناراست بین . کلک . کژ. باحِوَل . احول چشم و معیوب . (اوبهی ). دوبیننده . کلاژ. کلاژه . این کلمه با کلمه ٔ فرانسه ٔ لوش از یک اصل است و با کلمه ٔ لوسکوس لاتینی نیز از یک ریشه است . کلاذه . شاه کال . گشته . کوج . چشم کاج . (از جهانگیری ) :
آن توئی کور و توئی لوچ و توئی کوچ و بلوچ
آن توئی دول و توئی گول و توئی پایت لنگ .
لبیبی .

شاها ز انتظار زمانی که داریم
چشمان راست بین دعاگوت گشت لوچ .
قطران .
گوش کر را سخن شناس که دید
دیده ٔ لوچ راست بین که شنید.
سنائی .
فارغ منشین که وقت کوچ است
در خود منگر که چشم لوچ است .
نظامی .
خویشتن را بزرگ پنداری
راست گویی یکی دو بیند لوچ .
سعدی .
... ادامه
690 | 0
مترادف: احول، احول، دوبين، كاچ، كاژ، كاژ، كج نظر، كژبين
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) (پزشکی)
مختصات: (ص .) (عا.)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: luC
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 39
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
squint | strabismic , cross-eyed , gimlet-eyed , goggle-eyed , squint-eye , squint-eyed , loach
ترکی
çoprabalığı
فرانسوی
loche
آلمانی
schmerle
اسپانیایی
locha
ایتالیایی
loach
عربی
الحول | حول العين , خزرة , أحول , حولان , انحرف , حول عينيه , نظر شزرا , غمض عينيه نصف إغماضة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "لوچ" یکی از واژه‌های فارسی است که در محاوره و نوشتار به کار می‌رود. این کلمه به طور کلی به معنای "چشم‌چپ" یا "چشم‌آسیب‌دیده" است و به وضعیت یا ویژگی خاصی اشاره دارد. در زیر به قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این واژه اشاره می‌شود:

  1. جنس و تعداد: کلمه "لوچ" به صورت مفرد به کار می‌رود و برای اشاره به یک فرد یا موجود با ناهمگرایی چشم‌ها استفاده می‌شود. در صورت نیاز به جمع، می‌توان از "لوچ‌ها" استفاده کرد.

  2. مکث در نوشتار: هنگام نوشتن، لازم است که از کلمه در جملات واضح و با دقت استفاده شود. به عنوان مثال: "او لوچ است" یا "چشم لوچ او مشخص است".

  3. Context (زمینه): استفاده از این کلمه باید با در نظر گرفتن زمینه اجتماعی و فرهنگی باشد، زیرا ممکن است در بعضی از زمینه‌ها به عنوان توهین تلقی شود.

  4. نکات نگارشی:

    • کلمه "لوچ" باید با حروف فارسی نوشته شود و از املای صحیح آن اطمینان حاصل کرد.
    • در جملات رسمی‌تر یا نوشتار ادبی، بهتر است از کلمات دیگر که بار معنایی مثبت‌تری دارند، استفاده شود.
  5. استفاده از صفت‌ها: در بعضی موارد، می‌توان به عنوان صفت از این کلمه استفاده کرد تا ویژگی خاصی را توصیف کند. مثلاً: "چشم‌های لوچ او درخشان بودند".

توجه به این نکات می‌تواند به بهبود و دقت در نگارش و گفتار کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. وقتی باران شروع به باریدن کرد، چتر من خراب شد و من مجبور شدم در زیر یک لوچ بزرگ پناه بگیرم.
  2. برای جلوگیری از لوچ شدن گل‌های باغچه، بهتر است از خاک مناسب استفاده کنیم.
  3. او به خاطر لوچیدن صورتش به شدت احساس ناراحتی می‌کرد و تصمیم گرفت به یک آرایشگاه برود.

واژگان مرتبط: چپ، چپ چشم، دوبین، مورب، چپی، چشم ورقلنبیده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری