جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

liz
slippery  |

لیز

معنی: لیز. (ص ) نسو. لغزان . املس . لغزناک . سخت هموار. مانند مرمری تراشیده و بر زمین نصب کرده که پای رونده بر آن لغزد. لغزاننده ، چنانکه زمین یخ بسته . لغزنده و نرم را گویند و هر چیز که با او لغزندگی و نرمی باشد. (برهان ). لغزنده : معده ٔ لیز و آب هندوانه .
- لیز شدن معده ؛ کم شدن ماسکه ٔ آن .
|| لزج . لزجه . چسبنده . بالعاب . || آمیخته . || (اِ) دست افزار کشیدن بر چیزی . (برهان ). || (پسوند) مزید مؤخر کلماتی است ، چون : پالیز. کفچلیز. دهلیز. جالیز. فالیز.
... ادامه
655 | 0
مترادف: سر، لزج، لخشنده، لغزنده، لغزان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: liz
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 47
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
slippery | slick , slippy , glib , slithery , lubricious , slimy , saponaceous , slipping , slab
ترکی
kayma
فرانسوی
glissement
آلمانی
ausrutschen
اسپانیایی
corrimiento
ایتالیایی
scivolare
عربی
زلق | زالق , زالج , متزعزع , غامض , فاسق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "لیز" در فارسی به معنای سر خوردن یا لغزیدن است و در برخی موارد به عنوان صفت به کار می‌رود. در زیر نکاتی درباره استفاده و نگارش این کلمه آورده شده است:

  1. نحوه نگارش: کلمه "لیز" به همین شکل نوشته می‌شود و با حروف فارسی «ل»، «ی»، «ز» تشکیل شده است.

  2. مفاهیم مرتبط: "لیز" می‌تواند به معنای لغزنده بودن یا عدم چسبندگی نیز به کار رود. مثلاً در توصیف زمین یا سطوحی که امکان سر خوردن دارند.

  3. استفاده در جملات:

    • این زمین لیز است و باید احتیاط کرد.
    • او روی سطح لیز زمین سر خورد.
  4. قواعد نگارشی:

    • از نظر نگارشی، کلمه "لیز" در جمله باید به درستی جایگاه خود را داشته باشد و با سایر اجزای جمله هماهنگ باشد.
    • در نوشتار رسمی و غیررسمی، توجه به دقت در استفاده از این کلمه اهمیت دارد.
  5. معانی دیگر: در برخی از متون، "لیز" ممکن است به عنوان یک اصطلاح علمی یا تخصصی در زمینه‌های خاص نیز کاربرد داشته باشد.

اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا مفهوم دیگر "لیز" دارید، می‌توانید بپرسید!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. زمین در پارک به قدری لیز بود که احتیاط کردم تا سقوط نکنم.
  2. در روز بارانی، خیابان‌ها به شدت لیز شده بودند و بسیاری از مردم به سختی از روی آنها عبور می‌کردند.
  3. او با کفش‌های لیزش در مسابقه دو نتوانست عملکرد خوبی داشته باشد.

واژگان مرتبط: بی ثبات، دشوار، صاف، جذاب، نرم، ماهر، مطلق، سلیس، روان، چرب زبان، زبان دار، لا قید، هرزه، گریز پا، پر شهوت، بی قرار، لجن مال، لجن الوده، صابونی، صابون دار، تخته سنگ، ورقه، قطعه، تکه، لوحه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری