جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
کلمه "لیز" در فارسی به معنای سر خوردن یا لغزیدن است و در برخی موارد به عنوان صفت به کار میرود. در زیر نکاتی درباره استفاده و نگارش این کلمه آورده شده است:
نحوه نگارش: کلمه "لیز" به همین شکل نوشته میشود و با حروف فارسی «ل»، «ی»، «ز» تشکیل شده است.
مفاهیم مرتبط: "لیز" میتواند به معنای لغزنده بودن یا عدم چسبندگی نیز به کار رود. مثلاً در توصیف زمین یا سطوحی که امکان سر خوردن دارند.
استفاده در جملات:
این زمین لیز است و باید احتیاط کرد.
او روی سطح لیز زمین سر خورد.
قواعد نگارشی:
از نظر نگارشی، کلمه "لیز" در جمله باید به درستی جایگاه خود را داشته باشد و با سایر اجزای جمله هماهنگ باشد.
در نوشتار رسمی و غیررسمی، توجه به دقت در استفاده از این کلمه اهمیت دارد.
معانی دیگر: در برخی از متون، "لیز" ممکن است به عنوان یک اصطلاح علمی یا تخصصی در زمینههای خاص نیز کاربرد داشته باشد.
اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا مفهوم دیگر "لیز" دارید، میتوانید بپرسید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
زمین در پارک به قدری لیز بود که احتیاط کردم تا سقوط نکنم.
در روز بارانی، خیابانها به شدت لیز شده بودند و بسیاری از مردم به سختی از روی آنها عبور میکردند.
او با کفشهای لیزش در مسابقه دو نتوانست عملکرد خوبی داشته باشد.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: بی ثبات، دشوار، صاف، جذاب، نرم، ماهر، مطلق، سلیس، روان، چرب زبان، زبان دار، لا قید، هرزه، گریز پا، پر شهوت، بی قرار، لجن مال، لجن الوده، صابونی، صابون دار، تخته سنگ، ورقه، قطعه، تکه، لوحه