جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مازیار. (اِخ ) نام مردی است از حکام مازندران که در اصل از پارسیان ایران بوده و آیین زردشتی داشته و مازیار پسر قارن بوده که بعد از پدر به حمایت «بزیست ستاره شمر» فارسی پسر فیروز که خلیفه او را یحیی پسر منصور می خواند، از جانب خلیفه حکومت مازندران یافت و مولای امیرالمؤمنین از مأمون لقب یافت و بعد از تسلط در تبرستان خلع اطاعت خلیفه کرده بعد از مأمون ابراهیم معتصم در فکر استیصال او افتاده وبه عبداﷲبن طاهر والی خراسان حکمی نوشته آخرالامر اورا گرفته بند برنهادند و به بغداد بردند و معلوم شدکه مازیار با افشین که به حیدر بن کاوس معروف بوده معاهده دارند که خلیفه را خلع کنند و خلافت را به عجم باز گردانند لهذا خلیفه مازیار و افشین و بابک را در سال دویست و بیست و چهار هجری بکشت و بسوخت . (انجمن آرا) (آنندراج ). مازیار محمد قارن بن بنداد هرمز اسپهبد طبرستان پس از آنکه مملکت طبرستان به دست عمویش افتاد نزد مأمون آمد و مأمون او را بر دو شهر ازشهرهای طبرستان حکومت داد و به عمویش نوشت تا آن دورا به وی تسلیم کند مازیار رهسپار شد و چون خبر به عمویش رسید او را بخشم آورد و نگرانش ساخت و چنانکه گویی به استقبال وی می شتابد بیرون آمد تا مازیار را غافلگیر کند و بکشد اما مازیار به اشارت غلامی هوشمندکه از آن پدرش بود حربه در سینه عموی خود زد و او را بکشت و مملکت بدست وی افتاد و نامه ای به خلیفه نوشت و خود را مولای خلیفه خواند و چون کارش بالا گرفت خود را برتر از آن دانست که مولای امیرالمؤمنین گوید ونافرمانی آغاز کرد پس معتصم ، محمد بن ابراهیم را به جنگ وی فرستاد و به عبداﷲبن طاهر نوشت که او را با لشکر کمک دهد، پس محمد با وی به جنگ ایستاد و دره ها و پشته ها را بر وی گرفتند و مازیار شبانه بیرون رفت تا دست خود را در دست خویشاوندی از عبداﷲ نهاد و او را در سال 226 به بغداد آوردند پس تازیانه ها بر او زده شد تا مرد و در پهلوی بابک به دار زده شد. (از تاریخ یعقوبی ترجمه ٔ محمد ابراهیم آیتی ج 2 ص 502 و 503). در سنه اربع و عشرین و مأتین (224) مازیار بن قارن سوخرائی که حاکم بعضی از جبال طبرستان بود به اغوای افشین آغاز مخالفت نمود سبب این قضیه آنکه افشین می خواست که امارت ولایت خراسان متعلق به او شود و می دانست که تا عبداﷲبن طاهر به فراغت در آن مملکت باشد این مدعا به حصول نپیوندد بنابراین ملک طبرستان را بفریفت تا با عبداﷲ اظهار مخالفت کرده مال مقرر را که در آن زمان تعلق به حکام خراسان می داشت بازگرفت و عبداﷲ، عم خود حسن بن حسین را به پیکار مازیار نامزد گردانید و حسن بعد از کشش و کوشش بسیار بر مازیار ظفریافت و او را اسیر کرده و به سامره فرستاد... و معتصم حاکم طبرستان را به ضرب تازیانه کشت . (حبیب السیرچ خیام ج 2 ص 266-1267). مازیاربن قارن یکی از اسپهبدان طبرستان است که تعلق خاصی به کیش زردشت و آداب ایرانی داشت و بر معتصم عصیان کرد و معتصم عبداﷲ بن طاهر را از خراسان به دفع او فرستاد. عبداﷲ مازیار را بگرفت و به بغداد روانه داشت خلیفه او را به ضرب تازیانه کشت و جسدش را در مقابل جسد بابک آویخت . سپس معتصم افشین را متهم نمود که با مازیار دست یکی داشته و در توطئه احیای دین مزدکی و خرمی با او شریک بوده است و به همین تهمت او را هم بسال 227 به حبس انداخت تا در زندان مرد. (تاریخ مفصل ایران تألیف اقبال ص 100). و رجوع به مازیار تألیف مجتبی مینوی و صادق هدایت و تاریخ اسلام تألیف فیاض ص 198 و 199 و تاریخ علوم عقلی و تاریخ طبرستان و تاریخ گزیده ص 320 شود. maziar مازيار maziar mazier maziar maziar maziar
کلمه «مازیار» یک اسم خاص ایرانی است و در زبان فارسی به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. در اینجا، به برخی از قواعد نگارشی و استفادههای مربوط به این کلمه اشاره میشود:
حروف بزرگ: در نگارش اسمهای خاص مانند «مازیار»، باید حرف اول آن با حرف بزرگ نوشته شود: «مازیار».
استفاده از نقطهگذاری: در جملات، اگر «مازیار» در وسط جمله قرار گیرد، باید روی قواعد نقطهگذاری جملات دیگر نیز توجه شود. به عنوان مثال:
«مازیار به کتابخانه رفت و مشغول مطالعه شد.»
نسبت به اسمهای دیگر: اگر «مازیار» به عنوان صفت یا در ترکیب با اسمهای دیگر استفاده شود، باید به قواعد ترکیب مراجعه شود:
«مازیار دوست» یا «مازیار جوان» به معنای «دوست مازیار» و «جوان مازیار» خواهد بود.
جمع و مفرد: اگر بخواهید از «مازیار» به شکل جمع استفاده کنید، به طور معمول از واژه «مازیاران» (به معنی گروهی از افراد با اسم مازیار) استفاده میشود.
فعل زمان: اگر بخواهید جملهای بسازید که در آن «مازیار» فاعل فعل باشد، باید به زمان فعل توجه کنید. مثال:
«مازیار میخواند.» (حال)
«مازیار خواند.» (گذشته)
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از کلمه «مازیار» در جملات فارسی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
مازیار هر روز صبح به پارک میرود و در آنجا ورزش میکند.
دیروز مازیار کتاب جدیدش را به من قرض داد تا بخوانم.
مازیار در مسابقه دو میدانی مدرسه مقام اول را کسب کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر