جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مبارز. [ م ُ رِ ] (ع ص ) آنکه با کسی به جنگ بیرون آید و آن سپاهی باشد. این صیغه ٔ اسم فاعل است از مبارزة که به معنی بیرون آمدن باشد در جنگ به مقابله ٔ حریف .(آنندراج ) (از غیاث ). یل . نبرده . (از فرهنگ اسدی ). هر دو نفر دلاور که از دو صف لشکر مقابل و روبروی هم بیرون آیند و با یکدیگر نبرد کنند. هر دلاوری که آماده ٔ جنگ شود و از صف سپاهیان بیرون شده و از سپاه مقابل دیگری را برای کارزار طلب کند. پهلوان . بهادر. غازی . دلیر. دلاور و شجاع . (ناظم الاطباء). جنگجو. جنگاور. رزمنده . ج ، مبارزین ، و مبارزان : و این مردمانند که طبع ددگان دارند درشت صورتند و کم موی و بیدادکار و کم رحمت و مبارز و جنگ کن . (حدود العالم ). به چابکی بربایدکجا نیازارد ز روی مرد مبارز به نوک پیکان خال . منجیک . مبارز گزین کن ز لشکر همین ز جنگ آوران و سواران کین . فردوسی . چو بشنید لشکر ز افراسیاب همان ده مبارز بکردار آب . فردوسی . مبارز دو رخ بر دو سوی دو صف ز خون جگر بر لب آورده کف . فردوسی . ای فریدون ظفر و رستم دل ای مبارزشکر و گردربای . فرخی . از دل و پشت مبارز می برآید صد تراک کز زه عالی کمان خسرو آید یک ترنگ . عسجدی .
و نزدیک بود که خللی افتادی جامه دار را اما خود پیش رفت و بانگ بر لشکر زد و مبارزان و اعیان یاری دادند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 244). امیر محمود پسر خلف با سواران سخت گزیده و مبارز و آسوده ناگاه از کمین برآمدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 203). پنج سرهنگ محتشم را با مبارزان مثال داد که هر کس که از لشکر باز گردد میان دو نیم کنند. (تاریخ بیهقی ایضاً ص 351). شیر مبارزی که سرشته ست روزگار اندردل مبارز مردان مهابتش . ناصرخسرو (دیوان ص 215). مبارزان سپاه شریعتیم و قران از آنکه شیعت حیدر سوار کرّاریم . ناصرخسرو. زانم به فعل صافی کاندر دین بر سیرت مبارز صفینم . ناصرخسرو. و یکی بود از مقدمان عرب نام او سواربن همام العبدی و مردی معروف مبارز بود. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 114). راهی بریده ام که درختان او زخار همچون مبارزانی بودند باحراب . مسعودسعد (دیوان ص 41). آن سهم کاردان مبارز که مثل او این دهر یک مبارز و یک کاردان نداشت . مسعودسعد (دیوان ص 77). خود نیست دولت را گزیر از مهر خاقان الکبیر آری مبارز بارگیر از بهر میدان پرورد. خاقانی (دیوان چ سجادی ص 456). آتش حرب سوزان شد و مبارزان هر دو صف چون زنبوربهم برجوشیدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 351). در دست مبارزان چالاک شد نیزه بسان مار ضحاک . نظامی . قومی چو دریا کف زنان ، چون موجها سجده کنان قومی مبارز چون سنان ، خونخوار چون اجزای ما. مولوی . سایه پرورده را چه طاقت آن که رود با مبارزان بقتال . سعدی . مبارزان جهان قلب دشمنان شکنند ترا چه شد که همه قلب دوستان شکنی . سعدی . - مبارزافکن ؛ پهلوان . نیرومند. که رزمنده ای را به زانو درآورد. که بر زورمندی غلبه کند : زن گر چه بود مبارز افکن آخر چو زن است هم بود زن . نظامی . صفت پهلوان، جنگاور، جنگجو، جنگي، حريف، دلير، رزمنده، سلحشور، شجاع، شواليه، صف شكن، غازي، گرد، مجاهد، محارب، نبرده، هنگامه جو warrior, combatant, champion, hero, adversary, fighting, defiant, combative, fighter محارب، المقاتل، المجاهد dövüşçü le combattant der kämpfer el luchador il combattente دلاور، قهرمان، پهلوان، یل، پهلوان داستان، دشمن، مخالف، رقیب، حریف، خصم، مایل بجنگ، جسور، بدگمان، خیره چشم، بی اعتناء، اهل مجادله و دعوا، متخاصم، ضد
کلمه "مبارز" در زبان فارسی به معنای کسی است که در یک رقابت یا مبارزه مشارکت میکند. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر قابل توجه است:
نحوه نوشتار: کلمه "مبارز" به صورت صحیح و بدون خطا باید نوشته شود. توجه داشته باشید که این کلمه به صورت "مبارز" و نه "مبارزِ" یا "مبارزاً" نوشته میشود.
نقش کلمه: "مبارز" معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا مضافالیه در جملات به کار رود.
آسیبشناسی نگارشی: هنگام نوشتن، از عدم تکرار کلمه "مبارز" در یک متن طولانی پرهیز کنید. سعی کنید از واژههای مترادف یا عبارات جایگزین استفاده کنید.
استفاده ادبی: در آثار ادبی و شعری، "مبارز" میتواند به عنوان نمادی از تلاش، مقاومت و اراده به کار رود. میتوانید از این کلمه را در متون ادبی به نحوی هنرمندانه و تأثیرگذار استفاده کنید.
مفاهیم مرتبط: برای غنیتر کردن متن، میتوانید به واژهها و مفهومهای مرتبط مانند "مبارزه"، "رقابت"، "چالش" و غیره اشاره کنید.
فضای فرهنگی و اجتماعی: در هنگام استفاده از "مبارز"، به زمینه اجتماعی و فرهنگی آن توجه داشته باشید، زیرا این واژه ممکن است در بافتهای متفاوتی معانی مختلفی پیدا کند.
با رعایت این اصول میتوانید از کلمه "مبارز" به نحو احسن در نوشتههای خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
مبارزانی که در طول تاریخ برای عدالت و آزادی جنگیدهاند، همیشه در یاد مردم خواهند ماند.
او به عنوان یک مبارز حقوق بشر، تمام تلاش خود را برای بهبود شرایط زندگی افراد آسیبپذیر میکند.
گروهی از جوانان به عنوان مبارزین محیط زیست، در نظر دارند تا آگاهی عمومی را نسبت به تغییرات اقلیمی افزایش دهند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دلاور، قهرمان، پهلوان، یل، پهلوان داستان، دشمن، مخالف، رقیب، حریف، خصم، مایل بجنگ، جسور، بدگمان، خیره چشم، بی اعتناء، اهل مجادله و دعوا، متخاصم، ضد
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر