شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mote(a)'āre(a)f
standard  |

متعارف

معنی: متعارف . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) همدیگر را شناسنده . (آنندراج ). نیک معروف یکدیگر. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || معمول و رایج و کثیرالاستعمال و مستعمل . (ناظم الاطباء). || مردم با خضوع و خشوع و مبادی آداب و خوش آمدگوی . (ناظم الاطباء). و رجوع به تعارف شود. || کسی که خود را عارف نمایدو نباشد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
عامون پنارند اینون عارفند
خدا میذونه متعارفند .
(یادداشت ایضاً).
... ادامه
622 | 0
مترادف: 1- عادي، متداول، مرسوم 2- رايج، معمول
متضاد: نامتعارف 1- شناخته شده، مشهور 2- غيراتمي (سلاح)، معمولي
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی: متَعارَف]
مختصات: (مُ تَ رِ یا رَ) [ ع . ] (اِفا.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 791
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
standard | conventional
عربی
معيار | مستوى , مقياس , قاعدة , راية , عيار , نموذج , مبدأ , مقاس , شمعدان , ضابط , سارية , عمود , علم , صف في مدرسة , داعم , حامل عمودي , شجرة ذات ساق طويل , البند البتلة الكبيرة العليا , معيار للقياس , وحدة نوع , قياسي , عياري , مقياسي , ذو قيمة باقية , متيسر الحصول عليه , عالي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "متعارف" به معنای "معمولی" یا "رایج" است و در زبان فارسی به‌طور گسترده‌ای استفاده می‌شود. در نوشتار فارسی، چند نکته نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه وجود دارد:

  1. نحو: "متعارف" یک صفت است و می‌تواند قبل یا بعد از اسم قرار گیرد. به عنوان مثال:

    • لباس متعارف
    • این نوع رفتار متعارف است.
  2. نقطه‌گذاری: در جملاتی که از "متعارف" استفاده می‌شود، باید به رعایت علامت‌های نگارشی توجه کرد. به‌خصوص در انتهای جملات، از نقطه، علامت سوال یا سایر علامت‌ها به درستی استفاده شود.

  3. استفاده صحیح: "متعارف" معمولاً در متون علمی، ادبی و رسمی به‌کار می‌رود. بنابراین، برای متن‌هایی که نیاز به زبان محاوره‌ای دارند، باید از معادل‌های ساده‌تری استفاده کرد.

  4. تطابق با جنس و شمار: این کلمه به‌صورت مذکر و مؤنث به‌کار می‌رود و در قالب جمع نیز می‌تواند به‌کار گرفته شود:

    • استانداردهای متعارف
    • رفتار متعارف
  5. ترکیب‌ها: کلمه "متعارف" می‌تواند با سایر کلمات ترکیب شود و معانی جدیدی ایجاد کند، به‌عنوان مثال:
    • رفتار متعارف
    • فرهنگ متعارف

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "متعارف" به‌طور صحیح و مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در بسیاری از فرهنگ‌ها، مراسم ازدواج به روش‌های متعارف و سنتی برگزار می‌شود.
  2. با وجود پیشرفت تکنولوژی، برخی از روش‌های متعارف در آموزش هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  3. سبک زندگی متعارف ممکن است برای برخی افراد آرامش‌بخش باشد، اما دیگران به دنبال تغییرات هستند.

واژگان مرتبط: متعارفی، همگون، قانونی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری