شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mote(a)naffer
hating  |

متنفر

معنی: متنفر. [ م ُ ت َ ن َف ْ ف ِ ] (ع ص ) رمنده و نفرت کننده . (غیاث ) (آنندراج ). نفرت دارنده و کراهت دارنده و گریزان و بیزار. (ناظم الاطباء). رجوع به تنفر شود.
- متنفر شدن ؛ گریزان شدن . رمیدن : چند روزپیش او مقیم بود بعد از آن به خیالی از پیش او متنفرشد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 391).
من آزموده ام این رنج و دیده ام سختی
ز ریسمان متنفر شود گزیده ٔ مار.
سعدی .
قوت شاعره ٔ من سحر از فرط ملال
متنفر شده از بنده گریزان میرفت .
حافظ.
- متنفر گردیدن ؛ متنفر شدن : وحشیان صحرا که با جنس انس انس داشتند از ایشان متنفر گشتند. (لباب الالباب چ سعید نفیسی ص 18). نه چندانکه مردم از او متنفر گردند. (سعدی ، مجالس ص 26).
... ادامه
746 | 0
مترادف: بيزار، دلزده، رميده، فراري، گريزان، مشمئز، منزجر، نفور
متضاد: راغب، شايق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی: متَنفّر]
مختصات: (مُ تَ نَ فِّ) [ ع . ] (اِفا.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 770
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
hating | abhorring , averse , the hater
عربی
كره
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "متنفر" در فارسی به معنای "کسی که نسبت به چیزی یا کسی احساس نفرت دارد" است. این کلمه به عنوان صفت به کار می‌رود و می‌تواند به شکل‌های مختلفی در جملات ظاهر شود. در زیر برخی از نکات نگارشی و استفاده از این کلمه آورده شده است:

  1. استفاده به عنوان صفت:

    • "او از جنگ متنفر است."
    • "آنها از بی‌عدالتی متنفرند."
  2. نحوه‌ی نگارش:

    • کلمه "متنفر" به شکل یکپارچه نوشته می‌شود و بهتر است از تقسیم آن به اجزای مختلف پرهیز کرد.
  3. مراعات حال مصدر:

    • در برخی موارد ممکن است از مصدر "نفرت" به عنوان اسم نیز در متنی که از "متنفر" استفاده شده است، بهره برد. مانند: "نفرت او از دروغگویی را می‌توان حس کرد."
  4. حالت‌های مختلف:

    • این کلمه ممکن است به شکل‌های مختلفی ترکیب شود. مثلاً: "متنفر از"، "متنفر بودن از"، "متنفر و عصبی".
  5. قید و وصف:

    • می‌توان از قیدهایی برای توصیف شدت نفرت استفاده کرد: "بشدت متنفر"، "کاملاً متنفر"، "نسبتاً متنفر".
  6. مورد توجه قرار دادن احساسات دیگر:
    • در جملات می‌توان احساسات دیگری را نیز به نمایش گذاشت: "او از متنفر بودن خود احساس ناراحتی می‌کند."

به طور کلی، کلمه "متنفر" را باید در متنی استفاده کرد که متناسب با احساسات و موضوع گفتگو باشد و توجه به دقت و وضوح جملات اهمیت دارد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او از رفتار بی‌توجهی که برخی افراد دارند، به شدت متنفر است.
  2. وقتی که به خیانت دوستانش فکر می‌کند، احساس می‌کند که از همه چیز متنفر شده است.
  3. برخی از مردم از حیوان‌آزاری متنفر هستند و برای حمایت از حقوق حیوانات فعالیت می‌کنند.

واژگان مرتبط: مخالف، بیزار، برخلاف میل

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری