متنفر
licenseمعنی کلمه متنفر
معنی واژه متنفر
mote(a)naffer
hating
|
متنفر
مترادف:
بيزار، دلزده، رميده، فراري، گريزان، مشمئز، منزجر، نفور
متضاد:
راغب، شايق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی: متَنفّر]
مختصات:
(مُ تَ نَ فِّ) [ ع . ] (اِفا.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
770
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
hating | abhorring , averse , the hater
عربی
كره
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "متنفر" در فارسی به معنای "کسی که نسبت به چیزی یا کسی احساس نفرت دارد" است. این کلمه به عنوان صفت به کار میرود و میتواند به شکلهای مختلفی در جملات ظاهر شود. در زیر برخی از نکات نگارشی و استفاده از این کلمه آورده شده است:
-
استفاده به عنوان صفت:
- "او از جنگ متنفر است."
- "آنها از بیعدالتی متنفرند."
-
نحوهی نگارش:
- کلمه "متنفر" به شکل یکپارچه نوشته میشود و بهتر است از تقسیم آن به اجزای مختلف پرهیز کرد.
-
مراعات حال مصدر:
- در برخی موارد ممکن است از مصدر "نفرت" به عنوان اسم نیز در متنی که از "متنفر" استفاده شده است، بهره برد. مانند: "نفرت او از دروغگویی را میتوان حس کرد."
-
حالتهای مختلف:
- این کلمه ممکن است به شکلهای مختلفی ترکیب شود. مثلاً: "متنفر از"، "متنفر بودن از"، "متنفر و عصبی".
-
قید و وصف:
- میتوان از قیدهایی برای توصیف شدت نفرت استفاده کرد: "بشدت متنفر"، "کاملاً متنفر"، "نسبتاً متنفر".
- مورد توجه قرار دادن احساسات دیگر:
- در جملات میتوان احساسات دیگری را نیز به نمایش گذاشت: "او از متنفر بودن خود احساس ناراحتی میکند."
به طور کلی، کلمه "متنفر" را باید در متنی استفاده کرد که متناسب با احساسات و موضوع گفتگو باشد و توجه به دقت و وضوح جملات اهمیت دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او از رفتار بیتوجهی که برخی افراد دارند، به شدت متنفر است.
- وقتی که به خیانت دوستانش فکر میکند، احساس میکند که از همه چیز متنفر شده است.
- برخی از مردم از حیوانآزاری متنفر هستند و برای حمایت از حقوق حیوانات فعالیت میکنند.
