جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مجد. [ م َ ] (ع اِمص ) بزرگی و بزرگواری و جوانمردی و ابن السکیت گوید شرف و مجد؛ در پدران است و گویند: رجل شریف ماجد، یعنی مردی که پدران او در شرف متقدمند و حسب و کرم در مرد است اگر چه پدران او دارای مجد و شرف نباشند. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). عز و رفعت . (اقرب الموارد). بزرگی و بزرگواری و جلال و سرفرازی و عزت و شکوه و عظمت . (ناظم الاطباء). بزرگی . (غیاث ). شرف . سُؤدَد. سیادت . جوانمردی . شرف واسع. بزرگی . بزرگواری . بزرگی و کرم و جوانمردی در پدران . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : امیرا خانه ٔ مجد و مروت ز عقل و عدل تو بنیاد دارد. امیرمعزی . ای وزارت را جلال و آفرینش را کمال ای جهان را صدر و دین را مجد و دنیا را مجیر. انوری . اقضی القضات حجةالاسلام زین دین کاثار مجد او چو ابد باد مستدام . خاقانی . در ازل آن کعبه بود قبله ٔ دین هدی تا ابد این کعبه بادقبله ٔ مجد و سنا. خاقانی . ز آن سوی فلک به دیده ٔ وهم مجدت نگرم سنات جویم . خاقانی . به افشین که مقر عز و مثابه ٔ مجد او بود رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 341). دین را سور و یا خود سوار است و ملک را مرخ و یا عفار و عزت را رکن و یا غرار و مجد را نور یا عرار. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 443). - زید مجده (جمله ٔ دعایی ) ؛ افزون باد بزرگواری و جلال او. (ناظم الاطباء). - صاحب مجد ؛ باشکوه و بزرگوار و با جلال . (ناظم الاطباء). || (ص ) در بیت زیر از خاقانی در معنی وصفی بکار رفته یعنی بزرگوار و مجید : خود مدیحت را به گفت او کجا باشد نیاز مصحف مجد از پر طاوس کی گیرد بها. خاقانی . پرتلاش، جدي، ساعي، سخت كوش، فعال، كوشا كاهل majd مجد majd majd majd majd magg
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر