شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

me(a)dād
pencil  |

مداد

معنی: مداد. [ م ِ / م َ ] (از ع ، اِ) قلمی چوبین مجوف که در تهیگاه آن ماده ٔ جامدی موسوم به «گرافیت » تعبیه شده و گرافیت به جای نقس و مرکب آن است . (یادداشت مؤلف ). قلم مانندی که در جوف آن ماده ٔ سیاه رنگ یا الوانی است که با آن می نویسند. (ناظم الاطباء).
- مداد ابرو ؛ مدادی مخصوص که زنان به وسیله ٔ آن ابرو و مژگان را آرایش دهند. (فرهنگ فارسی معین ).
- مداد چشم ؛ مدادی که با آن زیر ابرو و پشت پلک بالائی چشم را رنگ آمیزی کنند و آن را مداد سایه و سایه ٔ چشم نیز گویند.
- مداد رنگی ؛ مدادی که به رنگی جز سیاه باشد.
- مداد سایه ؛ رجوع به مداد چشم در سطور بالا شود.
- مداد کپیه ؛ مدادی که میان آن را از مرکب خشک پررنگ مانند مرکب نوشتن ، پر کرده باشند. (فرهنگ فارسی معین ). مدادی که مغز آن سخت تر از مداد معمولی است و فشار بیشتری را تحمل میکند و از آن برای نوشتن روی کاغذی استفاده کنند که زیر آن چند برگ کاغذ و کاغذ کپیه گذاشته اند تا مطلب مکتوب در نسخ متعدد نوشته شود.
... ادامه
528 | 0
مترادف: 1-صفت 2- دوده، مركب 3- قلم، كلك، خامه 4- بي مصرف، بي خاصيت 5- هيچ كاره
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: مِداد]
مختصات: (مِ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: medAd
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 49
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
pencil
ترکی
kalem
فرانسوی
crayon
آلمانی
bleistift
اسپانیایی
lápiz
ایتالیایی
matita
عربی
قلم رصاص | ريشة , قلم الحواجب , ريشة الرسام , حزمة , قلم أحمر شفايف , رسم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مداد" در زبان فارسی به چندین شکل و در جملات مختلف مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ادامه به برخی از قواعد نگارشی و املایی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "مداد" به صورت صحیح باید همین‌طور نوشته شود و لازم است از نوشتن آن به شکل‌های نادرست (مانند "مداد") خودداری کرد.

  2. نوع کلمه: "مداد" یک اسم است و به وسیله آن می‌توان به چیزی اشاره کرد که برای نوشتن و رسم کردن استفاده می‌شود.

  3. حالت جمع: جمع "مداد" به صورت "مدادها" یا "مدادهای" (با توجه به نوع جمله) است.

  4. قیدهای وصفی: می‌توان از صفت‌ها برای توصیف "مداد" استفاده کرد، مانند "مداد رنگی" یا "مداد نوکی".

  5. استفاده در جملات:

    • "من با مداد می‌نویسم."
    • "مداد من شکسته است."
    • "می‌توانی مدادهای خود را به من بدهی؟"
  6. نکات نگارشی:
    • در نوشتار رسمی، استفاده از علامت‌های نگارشی مانند ویرگول و نقطه در اطراف جملات حاوی "مداد" باید رعایت شود.

با توجه به این نکات، می‌توانید به راحتی و به درستی از کلمه "مداد" در نوشته‌ها و جملات خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. من هر روز صبح با یک مداد جدید نوشته‌های روزانه‌ام را آغاز می‌کنم.
  2. در کلاس هنر، معلم به ما یاد داد که چگونه با مداد سایه‌زنی کنیم.
  3. مدادها در رنگ‌های مختلف وجود دارند و هر کدام برای کارهای خاصی مناسب هستند.

واژگان مرتبط: مداد رنگی، مداد ابرو، هر چیزی شبیه مداد

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری