جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مرجع. [ م َ ج ِ / م َ ج َ ] (ع اِ) جای بازگشتن . (غیاث اللغات ). جای برگشت . جای بازگشت . (ناظم الاطباء). محل رجوع . (فرهنگ فارسی معین ). مآب . منقلب . بازگشت گاه . (یادداشت مؤلف ) : اژدها را به مرجعی مانند کردم که به هیچ تأویل از آن چاره نتوان کرد. (کلیله و دمنه ). باد ارکان دین و دولت را سوی او مرجع و مصیر و مآب . سوزنی . || زمان رجوع . (یادداشت مؤلف ). هنگام برگشت . (ناظم الاطباء) : اگر به حقیقت معاد آن را خواهی یوم المعاد است و هرگاه براستی مرجع آن را طلبی یوم التناد است . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 454). || بازگشت . رجوع : در این تن سه قوه است هر چند، مرجع آنهابا یک تن است . (تاریخ بیهقی ص 95). مرجع این جسم خاکی هم به خاک مرجع تو هم به خاک ای سهمناک . مولوی . || پناه . ملجاء. (ناظم الاطباء). || آخرین مقصود. (ناظم الاطباء).رجوع به معنی قبلی شود. || آن که در امور بدو رجوع کنند. (فرهنگ فارسی معین ). که محل رجوع مردم باشد در امور و مسائل دینی یا دنیاوی . ج ، مراجع. - مرجع تقلید ؛ مجتهد جامعالشرایطی که مقلدان از او تقلید کنند و به احکام و فتاوی وی در امور دینی گردن نهند. || مأخذ. منبع. کتابی که از آن مطلبی را نقل کنند، یا تشریح و توضیح و تفسیر مطلبی بدان رجوع دهند. ج ، مراجع. رجوع به مراجع شود. || در دستور زبان ، کلمه ای که ضمیر غایب بدان برگردد، در مثال «حسن نامه ای نوشت و آن را توسط پست برای مادرش فرستاد» مرجع ضمیر «آن »نامه است و مرجع ضمیر «ش » حسن است . (از فرهنگ فارسی معین ). 1- انسيكلوپيدي، دائره المعارف، فرهنگ، ماخذ، منبع
2- محل رجوع
3- عالم، فقيه، مجتهد مقلد reference مرجع، إشارة، إحالة، إسناد، توصية، صلة، صلاحية، استشارة، معلومات، سلطات، أشار، زود بالمراجع referans référence referenz referencia riferimento
کلمه "مرجع" در زبان فارسی به معنای منبع یا جایی است که اطلاعات یا دادههایی از آن استخراج میشود. در استفاده از این کلمه، برخی از نکات و قواعد نگارشی و دستوری به شرح زیر است:
نوشتار درست: کلمه "مرجع" به همین شکل و با این املاء نوشته میشود و از نوشتن شکلهای اشتباه مانند "مرجع" به صورت "مرج" باید خودداری کرد.
کاربرد در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا معرّف در جمله به کار رود. به عنوان مثال:
"این کتاب یک مرجع خوب برای تحقیق است."
"اساتید دانشگاه به این مرجع استناد کردند."
نحوه ارجاع: زمانی که بخواهید به یک مرجع ارجاع دهید، بهتر است نام نویسنده، عنوان اثر و سال نشر را در صورت امکان ذکر کنید. مثلاً:
"طبق نظر دکتر علیمرادی (1399)، این مسئله مهم است."
تطابق گفتار و نوشتار: در گفتار غیررسمی، ممکن است برخی افراد به کلمه "مرجع" به طور غیررسمی اشاره کنند، اما در نگارش رسمی و دانشگاهی بهتر است به نگارش صحیح و رسمی آن پایبند باشید.
نکات اضافی: کلمه "مرجع" میتواند معنای مختلفی در زمینههای مختلف داشته باشد، مانند "مرجع دینی"، "مرجع علمی" و غیره. در این موارد، بهتر است نوع مرجع را مشخص کنیم.
با رعایت این نکات و قواعد، میتوانید به درستی از کلمه "مرجع" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
کتابی که در دست دارم، به عنوان مرجع جامعی برای مطالعات تاریخی شناخته میشود.
در این تحقیق، به چندین مرجع معتبر علمی استناد شده است.
او به عنوان مرجع در زمینه روانشناسی، مقالات زیادی منتشر کرده است.