جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مردد. [ م ُ رَدْ دَ ] (ع ص ) مرد دودله و سرگشته که بیرون شد کار نداند. (منتهی الارب ). حائر بائر. (متن اللغة). دودل . دو دله . که اسیر شک و تردید است . که مصمم نیست . که بر کاری استوار نیست . مردد شدن ؛ به تردید افتادن . || بی قرار. ناپایدار. بی ثبات . متردد. (ناظم الاطباء). || بازگردانیده شده . (غیاث اللغات ). || هلاک شونده . (منتهی الارب ). آشفته راي، بي ثبات، حيران، دودل، سرگشته، متردد، متزلزل، مذبذب، مشكوك، نامطمئن، نگران مصمم hesitant, wavering, hesitating, uncertain, unsure, irresolute, unready, acatalectic, vacillatory, half-hearted متردد، ترددي tereddütlü hésitant zögerlich vacilante esitante دو دل، تامل کننده، نا معلوم، مشکوک، متغیر، معلق، دمدمی، ناامن، ناایمن، بی عزم، بی تصمیم، غیر قطعی، نامهیا، حاضر نشده، غیر اماده، کند، دارای اوتاد کامل، اسلم، شکاک، نوسانی، جنبان، تغییر پذیر، نا پایدار، از روی دودلی، از روی بی علاقگی
کلمه "مردد" به معنی تردید کننده، شکدار، یا کسی که بین دو یا چند گزینه مردد است، در زبان فارسی به کار میرود. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش مرتبط با آن، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
نحوه نگارش: کلمه "مردد" باید به همین شکل نوشته شود و از حروف و نوشتار صحیح بهره ببرد.
تلفظ: این کلمه به صورت "mor-add" تلفظ میشود.
کاربرد در جملات: کلمه "مردد" میتواند به عنوان صفت به کار رود. به عنوان مثال:
او در انتخاب رشته دانشگاه مردد است.
من در خرید این کالا مردد هستم.
مفرد و جمع: این کلمه در فارسی به شکل مفرد و جمع قابل استفاده است. جمع آن "مرددان" است، اما در بیشتر مواقع از خود کلمه در جمع استفاده نمیشود چون بیشتر به صورت مفرد به کار میرود.
نحوه ساخت جملات: هنگام بیان مفهوم تردید میتوان از ساختارهای مختلف استفاده کرد:
"من مردد هستم که کدام مسیر را انتخاب کنم."
"او در تصمیمگیری مردد به نظر میرسید."
سایر کاربردها: میتوان از این کلمه در متون ادبی و شعر نیز استفاده کرد تا حس تردید و شک را منتقل کرد.
با استفاده از این نکات، میتوانید به طور مؤثری از کلمه "مردد" در نوشتار و گفتار خود بهره ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او در انتخاب رشته تحصیلیاش مردد بود و نمیدانست که به سراغ ادبیات برود یا علوم تجربی.
قبل از خرید ماشین جدید، به دلیل قیمت بالا، مردد بود و تصمیم نمیگرفت که آیا باید این خرید را انجام دهد یا خیر.
وقتی دوستانش از او خواستند که به مهمانی بیاید، او به خاطر مشغلههای کاریاش مردد بود و نمیدانست که آیا باید حضور پیدا کند یا نه.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: دو دل، تامل کننده، نا معلوم، مشکوک، متغیر، معلق، دمدمی، ناامن، ناایمن، بی عزم، بی تصمیم، غیر قطعی، نامهیا، حاضر نشده، غیر اماده، کند، دارای اوتاد کامل، اسلم، شکاک، نوسانی، جنبان، تغییر پذیر، نا پایدار، از روی دودلی، از روی بی علاقگی
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر