جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: آویز. (اِ) نام قسمی گل با ساقی باریک بطول نیم گز و کمتر و برگی سخت سبز وشبیه ببرگ نعناع و گلی چون گل انار. || منشور و جز آن از بلور و مانند آن که بر جارها و لاله ها و چلچراغها آویخته است زینت را. || آنچه از احجار کریمه چون الماس و زمرد و مانند آن که بر حلقه ٔ گوشواره آویزند. || جنگ . پیکار. مبارزت . نبرد. درآویختن با خصم . زد و خورد : بیفشرد ران رخش را تیز کرد برآشفت و آهنگ آویز کرد. فردوسی . برانگیخت از جای شبدیز را تن و جان بیاراست آویز را. فردوسی . چهل روز با لشکر آویز بود گهی رزم و گه روی پرهیز بود. فردوسی . غمین گشت و آهنگ آویزکرد از آن پس که از جنگ پرهیز کرد. فردوسی . با شیر و پلنگ هرکه آویز کند آن بِه ْ که ز تیر فقر پرهیز کند. ؟ (از تاریخ بیهقی ). دگر ره شد آهنگ آویز کرد برآورد گرد اسب را تیز کرد. اسدی . چرخ رابا حاسدت آویز باد بخت را با دشمنت پیکار باد. مسعودسعد. - گریز و آویز ؛ آویز و گریز. جنگ و گریز : اشکانیان در گریز و آویز بس استاد بودند. و رجوع به «آویز و گریز» شود. || منگوله . شرّابه . پَش . فَش . 1- آونگ، گوشوار
2- آويخته، آويزان، معلق
3- آرزم، پيكار، جنگ، رزم، نبرد hanging, earring, lappet, lobe, pendant معلق، شنق، تعليق الصور، إعدام شنقا، ستارة kolye pendentif anhänger colgante pendente اعدام، بدار زدن، چیز اویخته شده، اویز، در حال تعلیق، گوشواره، حلقه، نرمه گوش، دامن، گوشت اویخته، لبه اویخته کلاه، نرمه، لخته، گوشه، خاج، بخشی از عضله یا مغز
کلمه "آویز" در زبان فارسی به معنای چیزی است که به صورت آویزان در جایی قرار دارد یا به شکل آویز در تزئینات به کار میرود. در اینجا به برخی قواعد نگارشی و نکات مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نحوه نوشتار: "آویز" با "آ" آغاز میشود و شامل حروف "و" و "یز" است. این کلمه باید به صورت پیوسته و بدون فاصله نوشته شود.
تلفظ: در فارسی، این کلمه با صدای "آ" آغاز شده و "ویز" به آن متصل میشود. توجه به تلفظ صحیح کلمات در مکالمه و نوشتار مهم است.
نوع کلمه: "آویز" یک اسم است و میتواند به عنوان فاعل، مفعول و یا جزء جمله به کار رود.
جنسیت: کلمه "آویز" به صورت عمومی و غیرمعین است و جنسیت خاصی ندارد، اما در مواردی ممکن است به عنوان اسم مؤنث یا مذکر استفاده شود.
جمعسازی: جمع کلمه "آویز" به صورت "آویزها" نوشته میشود.
کاربرد در جملات: این کلمه معمولاً در جملاتی استفاده میشود که به نوعی به اشیای آویزان، تزئینات، یا چیزهایی که به زیبایی یک فضا اضافه میکنند اشاره دارد.
مثال جملات:
"آویزهای زیبا بر روی دیوار نصب شدهاند."
"این اتاق با آویزهای رنگارنگ تزئین شده است."
این نکات میتواند به درک و استفاده صحیح از کلمه "آویز" در نگارش و مکالمه کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آویز" در جمله آورده شده است:
من یک آویز زیبا برای گردن خود خریدم که با لباسهای مختلف همخوانی دارد.
بر روی دیوار اتاق، یک آویز تابلو به زیبایی نصب شده است.
او همیشه آویزهای دستساز خود را به دوستش هدیه میدهد.
در فروشگاه لوازم زینتی، آویزهای مختلفی از جمله آویزهای چوبی و فلزی به چشم میخورد.
آویزهایی که در بازار میفروشند، میتوانند به عنوان تزئینات خانه استفاده شوند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: اعدام، بدار زدن، چیز اویخته شده، اویز، در حال تعلیق، گوشواره، حلقه، نرمه گوش، دامن، گوشت اویخته، لبه اویخته کلاه، نرمه، لخته، گوشه، خاج، بخشی از عضله یا مغز
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر