مسجور
licenseمعنی کلمه مسجور
معنی واژه مسجور
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
309
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
رئيسي | ماجستير , سيد , السيد , ربان , خبير , فنان , مدرس , رب العمل , ولي الأمر , رئيس مؤسسة , حاكم , خط رئيسي , منتصر , المتغلب , تخصص , تغلب , سيطر , كبح , روض , برع في , رئيسي - سيد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مسجور" به معنای "محبوس" یا "گرفتار" است و در زبان فارسی به ویژه در متون دینی و ادبی مورد استفاده قرار میگیرد. برای استفاده صحیح از این کلمه و همچنین رعایت قواعد نگارشی، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
نحو:
- "مسجور" معمولاً به عنوان صفت به کار میرود و میتواند به فرد، شیء یا حالتی اطلاق شود که در وضعیت حبس یا محدودیت قرار دارد.
-
ترکیب با سایر کلمات:
- میتوان آن را در ترکیب با اسمهای مختلف به کار برد، مانند "نفوس مسجور"، "دل مسجور"، و غیره.
-
جنس و تعدد:
- این کلمه در صورتی که به جمع اشاره کند، باید به صورت "مسجوران" یا "مسجورین" و مشابه آنها تغییر یابد.
-
نکات نگارشی:
- در نوشتن متنهای رسمی و ادبی، کلمات باید به درستی و مطابق با قواعد نگارشی فارسی نوشته شوند. به عنوان مثال، فاصلهگذاری و استفاده از ویرگول و نقطه را فراموش نکنید.
- استفاده در جملات:
- سعی کنید این کلمه را در جملات کاربردی به کار ببرید تا مفهوم آن روشنتر شود. به عنوان مثال: "او به خاطر رفتار ناپسندش در شرایط مسجور قرار گرفت."
با رعایت این نکات، میتوانید در استفاده از کلمه "مسجور" به طرز مؤثری عمل کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در باغ زیبا، درختان مسجور با عطر گلهای معطر فضای دلانگیزی را ایجاد کرده بودند.
- هنگام راه رفتن در کوهستان، صدای مسجور پرندگان به گوش میرسید که زیبایی طبیعت را دوچندان میکرد.
- او با صدای مسجور دوستش در حیات خانهاش نشسته و به یادآوری خاطرات خوش گذشته مشغول بود.