جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

masjur

مسجور

معنی: مسجور. [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از سجر و سجور. رجوع به سجر و سجورشود. افروخته . (منتهی الارب ). موقد. (اقرب الموارد). || ساکن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || پر و مالامال از آب . (غیاث ) (آنندراج ).
- بحر مسجور ؛ دریایی که آبش زائد از آن باشد. (منتهی الارب ). دریای مملو که محیط و اقیانوس باشد یا افروخته و موقد. (از اقرب الموارد) : و السقف المرفوع . و البحر المسجور. اًن عذاب ربک لواقع. (قرآن 5/52 - 7).
ز آنکه فکر من از مدیحت او
نهر جاری و بحر مسجور است .
مسعودسعد.
|| فارغ و خالی . از اضداد است . (از ذیل اقرب الموارد). || شیری که آب بر وی غالب باشد. (منتهی الارب ). لبن که آب آن بیش از شیر باشد. (از اقرب الموارد). شیری که آب در آن بیش از خود شیر کرده باشند. (بحر الجواهر). شیر به آب آمیخته که آب آن بیش از شیر باشد. || مروارید به رشته کشیده . (منتهی الارب ). منظوم و مسترسل . (اقرب الموارد). || سگ با «ساجور» و آن چوبی باشد که به گردن سگ آویزند. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
... ادامه
355 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 309
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
رئيسي | ماجستير , سيد , السيد , ربان , خبير , فنان , مدرس , رب العمل , ولي الأمر , رئيس مؤسسة , حاكم , خط رئيسي , منتصر , المتغلب , تخصص , تغلب , سيطر , كبح , روض , برع في , رئيسي - سيد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مسجور" به معنای "محبوس" یا "گرفتار" است و در زبان فارسی به ویژه در متون دینی و ادبی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای استفاده صحیح از این کلمه و همچنین رعایت قواعد نگارشی، می‌توان به نکات زیر توجه کرد:

  1. نحو:

    • "مسجور" معمولاً به عنوان صفت به کار می‌رود و می‌تواند به فرد، شیء یا حالتی اطلاق شود که در وضعیت حبس یا محدودیت قرار دارد.
  2. ترکیب با سایر کلمات:

    • می‌توان آن را در ترکیب با اسم‌های مختلف به کار برد، مانند "نفوس مسجور"، "دل مسجور"، و غیره.
  3. جنس و تعدد:

    • این کلمه در صورتی که به جمع اشاره کند، باید به صورت "مسجوران" یا "مسجورین" و مشابه آن‌ها تغییر یابد.
  4. نکات نگارشی:

    • در نوشتن متن‌های رسمی و ادبی، کلمات باید به درستی و مطابق با قواعد نگارشی فارسی نوشته شوند. به عنوان مثال، فاصله‌گذاری و استفاده از ویرگول و نقطه را فراموش نکنید.
  5. استفاده در جملات:
    • سعی کنید این کلمه را در جملات کاربردی به کار ببرید تا مفهوم آن روشن‌تر شود. به عنوان مثال: "او به خاطر رفتار ناپسندش در شرایط مسجور قرار گرفت."

با رعایت این نکات، می‌توانید در استفاده از کلمه "مسجور" به طرز مؤثری عمل کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در باغ زیبا، درختان مسجور با عطر گل‌های معطر فضای دل‌انگیزی را ایجاد کرده بودند.
  2. هنگام راه رفتن در کوهستان، صدای مسجور پرندگان به گوش می‌رسید که زیبایی طبیعت را دوچندان می‌کرد.
  3. او با صدای مسجور دوستش در حیات خانه‌اش نشسته و به یادآوری خاطرات خوش گذشته مشغول بود.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری