جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مسرور. [ م َ ] (ع ص ) ناف بریده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ناف زده . مقطوع السرة. یقال : وُلد الرسول (ص ) مختوناً مسروراً. (امتاع الاسماع مقریزی ). || فرِح . (اقرب الموارد). شاد. (آنندراج ). شادکرده . (دهار). شادان . شادمان . شادمانه . خوشحال . منشرح . خوشوقت . خوش . تازه روی . خرم : یا راقد اللیل مسروراً بأوله ان الحوادث قد یطرقن اسحارا. (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 224). ز پیش آنکه نشابور شد بدو مسرور پذیرش آمد فوجی بسان موج بحار. (از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 281). باغ چون جزع و راغ چون شبه را دل و جان غمگن است و مسرور است . مسعودسعد. اثر اصطناع پادشاه بر این کرامت هرچه شایعتر شد و من بنده بر آن مسرور و سرخ روی گشتم .(کلیله و دمنه ). - مسرور شدن ؛ شاد شدن . خوشحال شدن . شاد گشتن . - مسرور کردن ؛ مسرت بخشیدن . شاد کردن . خوشحال ساختن . فرح بخشیدن . مسرت دادن : به زیارت و ادای تحیت روح پدر را مسرور کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 456). بانشاط، خرم، خشنود، خندان، خوش، خوشحال، خوشوقت، دلشاد، سرحال، سرخوش، شاد، شادان، شادمان، محظوظ، مشعوف مغموم happy, glad, cheerful, merry, vivacious سعيد، مسرور، فرح، جذل، مبتهج، بهيج، مؤات، محظوظ mutlu heureux glücklich feliz contento مبارک، راضی، خرسند، خوشنود، بشاش، منبسط، فراخ، با نشاط، دارای سرور و نشاط، سرزنده، خوشدل، زرنگ
کلمه "مسرور" به معنای شاد و خوشحال است و در زبان فارسی بهطور متداول در جملات استفاده میشود. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
نحوه استفاده: کلمه "مسرور" معمولاً به عنوان صفت به کار میرود و میتواند قبل از اسم یا بعد از فعل قرار گیرد؛ مثلاً:
او مسرور است.
ما از خبر مسرور شدیم.
قید "مسرورانه": برای توصیف عمل یا رفتار که نشاندهنده شادی و خوشحالی باشد، میتوان از قید "مسرورانه" استفاده کرد. مثال:
او مسرورانه به جمع دوستانش پیوست.
مضاد: معانی متضاد برای این کلمه نیز وجود دارد که میتواند در نوشتار یا گفتار مورد استفاده قرار گیرد، مانند "محزون" یا "ناراحت".
صرف و نحو: "مسرور" به عنوان صفت قابل صرف و تناسب با اسم میباشد، بنابراین میتواند بهراحتی در جملات مختلف به کار رود. مثلاً:
دختر مسرور (مونث)
پسر مسرور (مذکر)
نگارش درست: توجه به املای صحیح کلمه "مسرور" و اجتناب از اشتباهات تایپی و دستوری اهمیت دارد.
استفادة هنری: این کلمه در ادبیات فارسی نیز بهخوبی مورد استفاده قرار میگیرد و میتواند در شعر و نثر بهعنوان یکی از عناصر توصیفی به کار رود.
با توجه به این نکات میتوان از کلمه "مسرور" در نوشتار و گفتار بهطور دقیق و مؤثر استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او پس از دریافت نتیجه امتحاناتش بسیار مسرور بود و دوست داشت این خبر را با خانوادهاش به اشتراک بگذارد.
ملاقات با دوستان قدیمی همیشه او را مسرور میکند و خاطرات خوش گذشته را زنده میکند.
جشن تولد او با حضور عزیزانش به قدری شگفتانگیز بود که او تا آخر شب مسرور و شاداب بود.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مبارک، راضی، خرسند، خوشنود، بشاش، منبسط، فراخ، با نشاط، دارای سرور و نشاط، سرزنده، خوشدل، زرنگ