جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مشاهد. [ م َ هَِ ] (ع اِ) ج ِ مشهد به معنی جای حاضر آمدن مردمان . (آنندراج ) (از محیط المحیط). ج ِ مَشْهَد و مَشهدة. (ناظم الاطباء) : من هرگز تو را ندیده ام و نشناخته و باتو در معاهد و مشاهد ننشسته . (مرزبان نامه ص 271). - مشاهد مکة ؛ مواطنی که در آن اجتماع کنند. (از اقرب الموارد)(از محیط المحیط). 1- شهادتگاه ها، مقبره هاي شهيدان، مشهدها، زيارتگاه ها
2- تجلي گاه، تجلي گه
3- كشف، شهود observations مراقبة، رصد، ملاحظة، رقابة، مشاهدة، تأمل، ترصد، الملاحظات gözlemler observations beobachtungen observaciones osservazioni
کلمه "مشاهد" به معنای دیدن، مشاهده کردن یا نظارت کردن است و از ریشه "شاهد" به معنای دیدن و نظارت آمده است. در زبان فارسی، قواعد و نکات نگارشی برای استفاده از این کلمه را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
نحو و صرف: "مشاهد" به عنوان یک اسم یا فعل به کار میرود. در جملات، باید به ساختار نحوی جمله توجه کرد. مثلاً:
وی مشاهدات دقیقی از این رویداد داشت.
مشاهد میکند که همه چیز در حال تغییر است.
نکات نگارشی:
در نوشتار رسمی، از کاربرد صحیح و متناسب این کلمه در جملات اطمینان حاصل کنید و از اشتباهات تایپی و املایی دوری کنید.
نگارش "مشاهد" در متنهای علمی یا تحقیقی، به دلیل خاصیت دقت و اعتبار، اهمیت بیشتری دارد.
استفاده از همخانوادهها: برای تنوع در نوشتار، میتوانید از واژههای همخانواده استفاده کنید:
شاهد
مشاهده
مشاهدهگری
زیباسازی جملات: برای زیباسازی جملات میتوانید از ترکیبات توصیفی استفاده کنید. مثلاً:
"مشاهدات دقیق او، ابعاد جدیدی از مسئله را نمایان کرد."
توجه به این نکات میتواند به بهبود نوشتار و استفاده صحیح از کلمه "مشاهد" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در حین مشاهد ستارهها، احساس آرامش عجیبی کردم.
او با دقت مشاهد رفتار حیوانات در طبیعت را آغاز کرد.