شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mošaxxas
specific  |

مشخص

معنی: مشخص . [ م ُ ش َخ ْخ َ ] (ع ص ) تشخیص کرده شده . و نامشخص ، آنکه بر یک وضع و حالت نباشد. (آنندراج ). معین . محقق . معین شده . محقق شده . قرارداده شده . (از ناظم الاطباء) :
در مدینه مصطفی دین مشخص دان و بس
زآنکه از دین در مدینه اصل و بنیان آمده .
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 438).
از فلکی شریف تر یا شرف مشخصی
ازملکی کریم تر یا کرم مصوری .
خاقانی .
|| تشخص یافته . شخصیت پذیرفته . (فرهنگ فارسی معین ). ممثل یا مصور. (نقود العربیه ) : آزادچهره درآمد... چون عقل ملخص و روح مشخص . (مرزبان نامه ص 300). || تاوان . جریمانه . || معهود. عهدکرده شده . (از ناظم الاطباء).
... ادامه
647 | 0
مترادف: 1- آشكار، برجسته، روشن، مبرهن، متمايز، مسجل، معلوم، معين، ممتاز، مميز، واضح 2- تشخص يافته
متضاد: نامشخص، نامعلوم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (مُ شَ خَّ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: moSaxxas
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1030
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
specific | specified , determined , distinctive , defined , distinguished , recognizable , ascertained , famous , well-known
ترکی
belirtildi
فرانسوی
spécifié
آلمانی
angegeben
اسپانیایی
especificado
ایتالیایی
specificato
عربی
محدد | معين , خاص , نوعي , دقيق , مميز , خصوصي , واضح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مشخص" در زبان فارسی به معنای واضح، نمایان و مشخص شده است. در نوشتار و گفتار فارسی، برخی از نکات نگارشی و دستوری در استفاده از این کلمه وجود دارد که به آنها اشاره می‌کنم:

  1. فعل و صفات مرتبط: کلمه "مشخص" معمولاً به عنوان صفت استفاده می‌شود و می‌تواند به نام‌ها (اسم‌ها) نسبت داده شود. برای مثال: "این موضوع مشخص است."

  2. توجه به کاربرد درست: این کلمه در جملات تعریفی و توصیفی به کار می‌رود. به عنوان مثال: "وی یک شخصیت مشخص دارد."

  3. استفاده در متون علمی و رسمی: در متون علمی و رسمی، "مشخص" به عنوان یک واژه فنی به کار می‌رود و باید به دقت استفاده شود. برای مثال: "نتایج تحقیق مشخص کردند که..."

  4. مفاهیم نسبی: در برخی موارد، "مشخص" می‌تواند به مفاهیم نسبی اشاره داشته باشد. مانند: "مشخصات فردی هر شخص ممکن است متفاوت باشد."

  5. ترکیب با حرف جر: در بعضی موارد، این کلمه با حروف اضافه ترکیب می‌شود. مانند: "مشخص در این زمینه..."

در مجموع، رعایت نکات نگارشی و دستوری در استفاده از کلمه "مشخص" موجب شفافیت و وضوح بیشتر در نگارش می‌شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در جلسه امروز، جزئیات پروژه به‌طور مشخص توضیح داده شد.
  2. هدف‌های این تحقیق به‌طور مشخص در ابتدای مقاله بیان شده‌اند.
  3. مشخصات فنی این دستگاه باعث افزایش کارایی آن شده است.

واژگان مرتبط: خاص، ویژه، مخصوص، بخصوص، اخص، مشخص شده، تعیین شده، معین، مصمم، منش نما، محدود، متمایز، متشخص، فاخر، قابل تشخیص، شناختنی، باز شناختنی، شناخت پذیر، محقق، مشهور، معروف، نامی، نبیه، ستوده، نیکنام

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری