جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مصحف . [ م ُ ص َح ْ ح َ ] (ع ص ) خطاشده در نبشته . (ناظم الاطباء). کلمه که خطا نوشته شده است . || کلمه ای که خطا خوانده شده . لفظی که به تغییر نقطه لفظ دیگر خوانده شود، چون عید و عبد، و توشه و بوسه ، و جز آن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کلمه ای را نامند که درآن تصحیف واقع شده باشد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).شکسته . تصحیف شده . کلمه ای که حرف یا حروفی از آن با تغییر نقطه دگرگون شده باشد. سخن از جای بگردیده . ازجای بگردیده به نقطه . (یادداشت مؤلف ) : گردون مگر مصحف نامش شنیده بود کابشر نوشت نامش بر تاج مشتری . خاقانی . ابلیس وار پیر و جوانند از آنکه کرد ابلیس هم به پیر مصحف خطابشان . خاقانی . عید آمد و من مصحف عید این نقد بسخته ام به میزان . خاقانی . - مصحف انس ؛ کنایه از آتش است : انسیان را هم از مصحف انس روضه ٔ انس و جان کنید امروز. خاقانی . || (اصطلاح بدیع) نظم یا نثری است که چون نقطه ها یا حرکات آن را عوض کنند ثنا و آفرین ، هجو و نفرین شود. (از نفائس الفنون ص 46). صنعتی است که شاعر در آن ، صورت کلمه را حفظ کند ولی نقطه ٔ آن را بگرداند و در نتیجه نفرین ثنا و آفرین شود. مصحف بر دو گونه است : مضطرب ، منتظم ؛ در مصحف مضطرب ، حروف درهم پیوسته بود و به جهد و فکرت مقاطع و مفاصل کلمات را پیدا باید آورد تا تصحیف حاصل آید. مثال در تصحیف قسورةبن محمدبن شیر گفته است : فی تنور هیثم جمدٌ. مثال از نثر پارسی : برو بشری دیگر کهتر تست . این همه را مقاطع و مفاصل کلمات پیدا باید آورد. اما مصحف منتظم آن است که هر کلمه را علی حده به تصحیف بتوان خواندن و مقاطع و مفاصل کلمات در تصحیف معین و مبین باشد و در استخراج آن به جهد حاجت نبود. مثال از تازی : انت الحبیب المحبب . دیگر: انت سِرﱡ البَاءْس . دیگر پارسی : ما در میان دولت تو می زییم . دیگر: آن کوزمغز بدست از نخشب صد تیر بربست . دیگر قطعه : خواجه بلعز من ای با شرف و عز کبر در کوی تو و خانه ش بر در. دیگر: من کوز تو را بیارم ای خواجه بنیر تو نیز زبهر من یزی بر سر گیر. مثال دیگر: ندارم به تو جز به نیکی گمانی که ما را تو از جمله ٔ دوستانی یقینم که امروز تو کبر کویی بترسم که تو هم بر این سان بمانی اگر تیزتر بست من بی گناهم نکردم من ای خواجه پالیزبانی ستورم تو را گر روی تا بخانه برنجت پزیم ار کنی میهمانی بزن تیر چون کبر بینی به کویت وگرنه بدین کار همداستانی . هیچ بیت از این قطعه از یک تصحیف یا دو خالی نیست هرچند که ابیات در نفس خویش لطفی ندارد اما مثال را تمام است . (حدائق السحر صص 67 - 69). || در علم حدیث آن است که در سند یا متن او تصحیف واقع شده باشد. در اصطلاح رجال و درایه حدیثی است که نام بعضی از روات مسند و یا الفاظ متن حدیث را به مشابهات تغییر داده باشند. 1- قرآن
2- كتاب، نامه
3- جلد، مجلد mushaf mushaf mouchaf mushaf mushaf mushaf
کلمه "مصحف" در زبان فارسی به معنی کتاب یا نسخهای از قرآن کریم است. در نوشتار و نگارش این کلمه، رعایت چند نکته مهم است:
حروفچینی صحیح: کلمه "مصحف" باید به صورت صحیح و کامل نوشته شود. از حروف فارسی (م، ص، ح، ف) استفاده کنید و به اعرابگذاری (اگر لازم است) توجه کنید.
استفاده از نشانههای نگارشی: اگر "مصحف" در جملهای به کار میرود که نیاز به توضیحات بیشتر دارد، میتوانید از کاما (،) یا دیگر نشانههای نگارشی مناسب استفاده کنید.
قواعد املایی: توجه داشته باشید که کلمه "مصحف" به صورت مختص و خاص به قرآن اشاره دارد و لذا نباید به عنوان یک اسم عام به کار رود. همچنین از به کار بردن آن در زمینهها یا جملات توهینآمیز یا بیاحترامی باید خودداری کرد.
سازگاری با متن: اگر "مصحف" در متنهای ادبی یا علمی به کار میرود، باید با سبک نگارش آن متن همخوانی داشته باشد.
مثال: «مصحف قرآن کریم به عنوان یکی از مهمترین متون مقدس اسلامی، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است.»
همچنین توجه به روانخوانی و وضوح جملات نیز در نگارش اهمیت دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
مصحف شریف در خانهام همیشه بر روی طاقچه قرار دارد و هر روز به آن نگاه میکنم.
قرائت قرآن از مصحف برای من آرامش بخش است و به من کمک میکند تا روزهای سخت را بهتر سپری کنم.
در سفر به مکه، یک مصحف جدید با خط زیبا خریداری کردم که به عنوان یادگاری از آن سفر نگهداری میکنم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر