شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

matar
rainy  |

مطر

معنی: مطر. [ م َ طَ ] (ع اِ) باران . (ترجمان القرآن ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (غیاث ) (مهذب الاسماء). آب ابر. آبی که از ابر ریزد. ج ،اَمطار. (از اقرب الموارد) : و امطرنا علیهم مطراً فساء مطرالمنذرین . (قرآن 173/26). و لقد اتوا علی القریة التی امطرت مطرالسوء. (قرآن 40/25).
زین جشن خزان خرمی و شادی بیند
چندانکه در ایام بهاری مطر آید.
فرخی .
تا ابر نوبهار مهی را مطر بود
تا در زمین و روی زمین برنفر بود.
منوچهری .
آنکس که از او نیک و بد نیاید
ابری بود آن کش مطر نباشد.
ناصرخسرو.
تا بگذرد زمانه کش کار جز گذر نیست
ابر زمانه را جز عذر و جفا مطر نیست .
ناصرخسرو.
نگویی آتش اندرسنگ و گل در خار و جان در تن
و یا این ابر غران را که حمال مطر دارد.
ناصرخسرو.
آن ابر سر تیغ که برق است گه زخم
بر لشکر منصور تو بارد مطر فتح .
مسعودسعد.
بر شرق و غرب بارد اگر ابر آسمان
از بحر طبع صافی تو پر مطر شود.
مسعودسعد.
تا همی چرخ پرستاره بود
تا همی ابر پر مطر باشد.
مسعودسعد.
نه هر که شاهش خوانند شاهی آید از او
نه هر چه ابر بود در هوا مطر دارد.
مسعودسعد.
باشد چو ابر بی مطر و بحر بی گهر
آن را که با جمال نکو جود، یار نیست .
سنایی .
کفش به ابر دژم ماند و سخا به مطر
وز آن مطر شده بستان مکرمت خرم .
سوزنی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
وقت شمشیر زدن گویی در ابر کفش
آتشین برق به خونین مطر آمیخته اند.
خاقانی .
آنک آن تازه بهار دل من در دل خاک
از سحاب مژه خوناب مطر بگشائید.
خاقانی .
بهر گبر و مؤمن و زیبا و زشت
همچو خورشید و مطر بل چون بهشت .
مولوی .
تشنه محتاج مطر شد و ابرنی
نفس را جوع البقر بد صبر نی .
مولوی .
... ادامه
402 | 0
مترادف: باران، بارش، غيم، مزن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: امطار] [قدیمی]
مختصات: (مَ طَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 249
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
rainy
عربی
ماطر | مطير , كثير المطر , ممطور , ممطر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مطر" در زبان فارسی به معنای باران است. این کلمه در نوشته‌ها و گفتارها به صورت خاصی استفاده می‌شود. در اینجا به بررسی چند نکته نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه می‌پردازیم:

  1. نکته صرف و نحوی:

    • "مطر" یک اسم مذكر است و این کلمه به راحتی می‌تواند در جملات مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
  2. استفاده از "مطر" در جملات:

    • به عنوان مثال: "مطر امروز بسیار خوب بود." یا "مطر باران روزهای گذشته، کشاورزان را خوشحال کرد."
  3. هم‌نشینی با صفت‌ها:

    • می‌توان این کلمه را با صفت‌ها توصیف کرد، مانند: "مطر شدید"، "مطر ملایم"، "مطر بهاری".
  4. قواعد نگارشی:

    • هنگام نوشتن، باید دقت شود که کلمه "مطر" به درستی و با املای صحیح نوشته شود.
    • در پایان جمله لازم است از نقطه استفاده شود.
  5. نکات تلفظ:
    • در فارسی، تلفظ کلمه "مطر" باید به درستی رعایت شود و به صورت "مَطر" تلفظ شود.

اجازه دهید اگر سوال خاصی یا نیاز به توضیحات بیشتری دارید، بفرمایید!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. امروز در هنگام عصر، مطر به طور ناگهانی آغاز شد و خیابان‌ها را شسته و خنک کرد.
  2. مطر نرم و ملایم در باغچه، بوی خاک مرطوب را در هوا پراکنده کرد.
  3. مردم با چترهای رنگی خود به خیابان‌ها آمدند و از زیبایی‌های مطر لذت بردند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری