شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

motarrad
consistent  |

مطرد

معنی: مطرد. [ م ِ رَ ] (ع اِ) نیزه ٔ کوتاه که بدان وحوش را زنند و صید کنند. (غیاث ) (از اقرب الموارد). نیزه ٔ خرد که بدان شکار کنند. (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). مک . (السامی فی الاسامی ). آن نیزه ٔ کوتاه است که بدان صید کنند. (صراح اللغة). زوبین . مک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
بر بوستان لشکر کشد
مطرد به خون اندرکشد.
ناصرخسرو.
|| علم . رایت . درفش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
باغ پنداری لشکرگه میراست که نیست
ناخنی خالی از مطرد و منجوق و علم .
فرخی .
برکشیده آتشی چون مطرد دیبای زرد
گرم چون طبع جوان و زرد چون زر عیار.
فرخی .
هامون گردد چو چادروشی سبز
گردون گردد چو مطرد خز ادکن .
فرخی (دیوان چ عبدالرسولی ص 273).
ابر چنان مطرد سیاه و بر اوبرق
همچو مذهب یکی کتاب مطرد.
منوچهری .
و به بغداد اندر، موفق فرمان داد تا نام عمرولیث به همه ٔ علامتها و مطردها و سپرها و در خانه ها و دکانها برنبشتند. (تاریخ سیستان ).
جلال و مطرد و مهد و عماری
بگونه چون بنفشه جویباری .
(ویس و رامین ).
و غلامان ساخته با علامتها و مطردها و خیل . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 35).
به باغ رایت عالیش سرو آزاد است
به کوه مطرد رنگینش لاله ٔ نعمان .
مسعودسعد.
مطرد سرخ شفق ، دست هوا کرد شق
پیکر جرم هلال گشت پدید از میان .
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 35).
|| در شرح دیوان خاقانی جامه ای که در زیر جامه پوشند. (غیاث ) (آنندراج ).
... ادامه
431 | 0
مترادف: 1- زوبين، نيزه 2- درفش، رايت 3- ديبا، حرير
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (مِ رَ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 253
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
consistent
عربی
متسق | متناسق , متناغم , متماسك , متين , ملائم , ثابت على مبدأ , ثابت
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مطرد" در زبان فارسی به معنای "برطرف شده" یا "رد شده" است و بیشتر در متن‌های رسمی و متون ادبی قابل استفاده است. در زیر به برخی از نکات نگارشی و دستوری پیرامون این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. به کار بردن در جملات: کلمه "مطرد" معمولاً در جملات رسمی و ادبی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مثلاً: "این پیشنهاد به طور کلی مطرد واقع شد."

  2. قواعد صرف و نحو: این کلمه به عنوان صفت، به حالت‌های مختلف تغییر نمی‌کند. برای مثال، در جملات مختلف به همان صورت "مطرد" به کار می‌رود.

  3. همنشینی با دیگر واژه‌ها: در ترکیب با دیگر کلمات می‌توان از "مطرد" استفاده کرد. مثلاً: "مسائل مطرد" یا "نتایج مطرد".

  4. نکات نگارشی: در نگارش رسمی، توجه به علائم نگارشی، فاصله‌ها، و ساختار جملات بسیار حائز اهمیت است. به عنوان مثال، هنگام استفاده از کلمه "مطرد"، بهتر است جملات به صورت صحیح و روان نوشته شوند.

  5. توجه به معانی متضاد: ممکن است مفهوم "مطرد" در برخی متون به صورت "مورد تایید" یا "پذیرفته شده" معنا شود، لذا باید متناسب با متن و زمینه مورد استفاده قرار گیرد.

در کل، کلمه "مطرد" از نظر نگارش و استفاده نیاز به دقت دارد و باید به سیاق و زمینه‌ متن توجه شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. با توجه به بررسی‌های دقیق، نتیجه‌گیری شد که این فرضیه مطرد نیست و نیاز به بازنگری دارد.
  2. در تحقیقات علمی، توزیع داده‌ها باید به گونه‌ای باشد که نشان‌دهنده یک روند مطرد و منطقی باشد.
  3. تغییرات آب و هوایی در سال‌های اخیر نشان‌دهنده یک الگوی مطرد در افزایش دما هستند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری