شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

maznun
suspected  |

مظنون

معنی: مظنون . [ م َ ] (ع ص ) گمان برده شده و دانسته شده . (آنندراج ). گمان برده شده و گمان کرده شده . مشکوک . نامعلوم و نامحقق و یقین ناشده و شبهه دار و گمان برده شده و پنداشته شده و گمان و پندار. (ناظم الاطباء). ظنین . متهم . گمان رفته . گمان شده . به گمان آمده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در لغت به معنی گمان برده شده است ولی گاهی آن را به معنی گمان برنده یعنی بجای ظان استعمال کنند. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال 2 شماره ٔ 1).
... ادامه
552 | 0
مترادف: 1- ظنين، بدگمان 2- متهم، مشكوك، درمظان
متضاد: مبرا 1- نامعلوم، نامحقق
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [عربی]
مختصات: (مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: maznun
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1046
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
suspected | doubtful , the suspect
ترکی
şüpheli
فرانسوی
le suspect
آلمانی
der verdächtige
اسپانیایی
el sospechoso
ایتالیایی
il sospetto
عربی
مشبوه | يشتبه
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مظنون" در زبان فارسی به معنای فردی است که احتمال می‌رود در یک جرم یا تخلف نقشی داشته باشد. در ادامه به برخی از قواعد نگارشی و زبانی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. نحوه استفاده: "مظنون" معمولاً به عنوان اسم و در جملات به صورت فاعل یا مفعول به کار می‌رود.

    • مثال: "مظنون در حال بازجویی است."
  2. پیشوند و پسوند: این کلمه می‌تواند با پیشوندها و پسوندهای مختلف ترکیب شود:

    • "مظنونیت": به معنای حالت یا ویژگی مظنون بودن.
    • "مظنونان": به جمع "مظنون" اشاره دارد.
  3. فعل‌های مربوط: معمولاً با فعل‌هایی مانند "شناسایی"، "دستگیر کردن" و "بازجویی کردن" می‌آید.

    • مثال: "پلیس مظنون را شناسایی کرد."
  4. قیدها و صفات: می‌توان با قیدها و صفات مختلف به توصیف مظنون پرداخت.

    • مثال: "مظنون اصلی این پرونده بارها بازجویی شده است."
  5. نکات نگارشی: در نوشتن کلمه "مظنون"، رعایت املای درست و عدم استفاده از حروف غیرضروری ضروری است.

  6. جملات شرطی: می‌توان کلمه "مظنون" را در جملات شرطی نیز به کار برد.
    • مثال: "اگر مظنون شناسایی شود، پرونده سرعت بیشتری می‌گیرد."

با رعایت این نکات، می‌توانید به نحو صحیح و مؤثری از کلمه "مظنون" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. مظنون در حالی که به سوالات پلیس پاسخ می‌داد، همواره سعی می‌کرد آرامش خود را حفظ کند.
  2. شاهدان عینی، مظنون را در محل حادثه دیده بودند و اطلاعاتی از او ارائه دادند.
  3. پلیس برای شناسایی مظنون اصلی تحقیقاتی گسترده را آغاز کرده است.

واژگان مرتبط: مشکوک

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری