جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: معاشر. [ م ُ ش ِ ] (ع ص ) با کسی زندگانی کننده یعنی هم صحبت و رفیق . (آنندراج ) (غیاث ).یار و رفیق و دوست و همدم و دوست مصاحب و هم سفره و هم خوراک . ج ، معاشران . (ناظم الاطباء). نعت فاعلی از معاشرت . آنکه آمیزش و خلطه و رفت و آمد با کسی دارد. خوش زیست . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چار چیز است خوش آمد دل خاقانی را گر تو اهلی ومعاشر مده این چار ز دست . خاقانی . با وزرا و کتاب ایشان مجالس و معاشر و به مآثر و مفاخر... متحلی شده . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 280). سر کوی ماهرویان همه روز فتنه باشد ز معربدان و مستان و معاشران و رندان . سعدی . ساقی قدحی قلندری وار درده به معاشران هشیار. سعدی . دوام عیش و تنعم نه شیوه ٔ عشق است اگر معاشر مایی ، بنوش نیش غمی . حافظ. معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید. حافظ. مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ ولی معاشررندان آشنا می باش . حافظ. آميزگار، جليس، دوست، هم سخن، محشور، مصاحب، هم صحبت، هم نشين، يار sociable, communicative, companion, society مؤنس، إجتماعي النزعة، أنيس، حسن المخالطة، محب للإختلاط بالناس، المأنسة حفلة أنس toplum société gesellschaft sociedad società خوش مشرب، قابل معاشرت، انس گیر، دوستانه، جامعه پذیر، گویا، فصیح، خوش برخورد، همراه همدم، پهلو نشین، هم نشین
... ادامه
624|0
مترادف:آميزگار، جليس، دوست، هم سخن، محشور، مصاحب، هم صحبت، هم نشين، يار
کلمه "معاشر" در زبان فارسی به معنای "همنشین" یا "دوست" است. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میکنم:
کسرۀ وابستگی: اگر بخواهید "معاشر" را در جملهای به کار ببرید و بخواهید رابطهای میان آن و اسم یا صفت دیگری نشان دهید، میتوانید از کسرۀ وابستگی استفاده کنید. مثلاً:
"معاشرِ خوب"
"دوستِ معاشر"
نوشتن با حرف بزرگ: در نوشتار رسمی، نامها و عناوینی که به اشخاص یا لقبها اشاره میکند، میتوانند با حرف بزرگ نوشته شوند. مثلاً:
"دوست معـاشر ما"
استفاده در جملات: میتوانید این کلمه را در جملات مختلف به کار برده و به تعریف آن بپردازید. مثلاً:
"او همیشه معاشر خوبی برای من است."
"معاشر واقعی کسی است که در سختیها کنار شما بماند."
جمعسازی: "معاشر" به صورت جمع "معاشران" هم میتواند به کار رود. مثلاً:
"معاشران او همیشه در کنار او بودند."
استفاده از صفت: برای توصیف بیشتری میتوانید از صفات مختلف استفاده کنید. مثلاً:
"معاشر صمیمی"
"معاشر وفادار"
توجه به این نکات میتواند به بهبود نگارش و بیان شما کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او همیشه به معاشرانی که در کنار خود دارد، احترام میگذارد و به آنها توجه میکند.
معاشر بودن با افراد مثبت و با انگیزه، به من انرژی و اعتماد به نفس بیشتری میدهد.
در این جمع، معاشرین خوب و ارزشمندی داریم که همیشه آمادهاند تا به یکدیگر کمک کنند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: خوش مشرب، قابل معاشرت، انس گیر، دوستانه، جامعه پذیر، گویا، فصیح، خوش برخورد، همراه همدم، پهلو نشین، هم نشین
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر