جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: معز. [ م َ ع َ / م َ ] (ع اِ) بز. (ترجمان القرآن ) (نصاب الصبیان ). بز، خلاف ضَاءْن . (منتهی الارب ). بز که حیوان معروف است . (غیاث ) (آنندراج ). برخلاف ضأن و مؤنث استعمال می گردد و اسم جنسی است که واحدی از لفظ خود ندارد ج ، اَمعُز، مَعیز. واحد آن ماعَز. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) : ثمانیة ازواج من الضأن اثنین و من المعز اثنین . (قرآن 144/6). || (اِخ ) (اصطلاح نجوم ) بزیچه . عیوق . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ارجمند، بزرگوار، عزيز، محترم، معظم، مكرم moez معز
کلمه "معز" به معنی کسی است که معزول شده است یا از مقام و جایگاه خود برداشته شده است. در زبان فارسی، این کلمه معمولاً در متون رسمی، مذهبی یا ادبی به کار میرود.
قواعد فارسی و نگارشی برای استفاده از "معز":
نکتۀ دستوری: این کلمه به عنوان صفت و در بعضی موارد به عنوان اسم میتواند به کار رود.
سازگاری با سایر کلمات: اگر "معز" به عنوان صفت به کار رود، باید از نظر جنس و عدد با اسمهایی که توصیف میکند سازگار باشد. بهعنوان مثال:
معزین (جمع) برای افرادی که معزول شدهاند.
نحوه نوشتن: کلمه "معز" به صورت جدا نوشته میشود و توجه به اعرابگذاری ضروری نیست؛ اما در متون رسمی و ادبی، اعرابگذاری میتواند کمککننده باشد.
پرهیز از به کار بردن در محاوره: این کلمه بیشتر در زبان نوشتاری و رسمی کاربرد دارد و در محاورههای غیررسمی کمتر استفاده میشود.
ترکیب با دیگر کلمات: کلمه "معز" میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود، مانند "معز از مقام" یا "معز به دست حکومت".
توجه به این نکات میتواند به درک و استفاده صحیح از کلمه "معز" در جملات و متون کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او در شرایط بحرانی، معز و تنها احساس میکرد.
معز بر این باور بود که باید در برابر چالشها ایستادگی کند.
در طول جنگ، بسیاری از مردم معز شدند و نیاز به حمایت داشتند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر