شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

me'lāq
suspended  |

معلاق

معنی: معلاق . [ م ِ ] (ع اِ) هرچه از وی چیزی درآویزند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج ، معالیق . (اقرب الموارد). || خار آهنی که قصابان بدان گوشت را بیاویزند. (غیاث ) (آنندراج ). آنچه بدان گوشت و جز آن آویزند. (از اقرب الموارد). گوشت آویز. قناره . چنگک . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
کی عجب گر با تو آید چون مسیح اندر حدیث
گوسفند کشته از معلاق و مرغ از بابزن .
کمال عزی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| هر چیز آونگان کرده مانند خرما و انگور و جز آن . ج ، معالیق . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دوال رکاب . ج ، معالیق . (مهذب الاسماء) دوال فتراک . بند رکاب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || لکلرک در شرح کلمه ٔ «سیسبان » معلاق را معادل «دم برگ » و «دم میوه » آورده است . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || زبان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنچه به شتر بارکش آویزان کنند مانند قمقمه و مشک و مطهره . (از اقرب الموارد). || قطره . || گوشواره . (ناظم الاطباء). || (ص ) رجل معلاق ؛ مرد سخت خصومت که در حجت آویزد و رجل ذومعلاق نیز چنین است .(منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
... ادامه
510 | 0
مترادف: 1- قلاب، گيره 2- قناره
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: معالیق] [قدیمی]
مختصات: (مِ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 241
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
suspended
عربی
معلق | معطل , متدلي , متدل , موقوف عن العمل , موقوف من النادي , موقوف من اللعب , فاقد الوعي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "معلاق" در زبان فارسی به معنای نوعی آویز یا حلقه‌ای است که معمولاً برای آویزان کردن اشیاء به کار می‌رود. در مورد نگارش و قواعد مربوط به این کلمه، نکات زیر را می‌توان اشاره کرد:

  1. نگارش صحیح: کلمه "معلاق" باید با املای صحیح نوشته شود. حروف آن به شکل زیر است: م، ع، ل، ا، ق.

  2. استفاده در جملات: این کلمه معمولاً در جملات کاربردی به عنوان اسم به کار می‌رود. مثلاً: "این معلاق برای آویزان کردن لباس‌ها مناسب است."

  3. صرف و نحو: "معلاق" یک اسم غیرقابل شمارش است و در حالت جمع به کار نمی‌رود. بنابراین، عباراتی مانند "چند معلاق" نادرست است.

  4. وضعیت علامت‌گذاری: در نگارش متون رسمی، به ویژه اگر معلق به چیزی خاص اشاره دارد، می‌توان از علامت‌گذاری مناسب مانند کاما یا نقطه استفاده کرد. برای مثال، در جمله طولانی می‌توان از کاما برای تفکیک بخش‌ها استفاده کرد.

  5. ترکیب با دیگر کلمات: "معلاق" می‌تواند با پیشوندها و پسوندهای مختلف ترکیب شود، مانند "معلاق‌دار" یا "معلاقی".

این نکات می‌تواند در نوشتن و استفاده از کلمه "معلاق" کمک کند. اگر سوال خاصی درباره این کلمه دارید، خوشحال می‌شوم که بیشتر توضیح دهم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. معلاق کهنه‌ای در بالای درختان آویزان شده است و باعث شده محل به نظر اسرارآمیز بیافتد.
  2. در روز جشنواره، معلاق‌های زیبایی با رنگ‌های شاد در اطراف میدانی بزرگ آویزان شده بودند.
  3. وقتی معلاق را به دقت بررسی کردیم، متوجه جزئیات استادانه‌ی آن شدیم که هنر دست سازنده را نشان می‌دهد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری