جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: معمولی . [ م َ ] (ص نسبی ) مأخوذ از تازی ، معتادو رسمی و مقرری و استمراری . (ناظم الاطباء). عادی . - حروف معمولی ؛ حروف مطبعه که ریز باشد در همان قالب ، مقابل حروف سیاه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - معمولی سنوات ؛ مقرری و انعام که همه ساله داده می شود. (ناظم الاطباء). - || هرچیز که همه ساله بجا آورده می شود. (ناظم الاطباء). 1- رايج، عادي، متداول، متعارف، مرسوم، مستعمل
2- پيش پاافتاده، عام، مبتذل خاص، نامتعارف usual, ordinary, normal, common, commonplace, general, banal, habitual, accustomed, rife, wonted, common-or-garden, run-of-the-mill معتاد، مألوف، اعتيادي، المعتاد normal normale normal normal normale معمول، همیشگی، عادی، ساده، پیش پا افتاده، خرجی، طبیعی، متوسط، مشترک، عمومی، همه جایی، کلی، همگانی، جامع، بی مزه، عادتی، معتاد، خو گرفته، مملو، شایع، پر، زیاد، برجسته نبوده در جنس
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر