جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: مغمور. [ م َ ] (ع ص ) پوشیده در آب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). - مغمور چیزی شدن (گشتن ) ؛ محاط در آن شدن . مشمول آن شدن . فروگرفته شدن با آن : خاص و عام و لشکر و رعیت مغمور انعام و مشمول اکرام او گشتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 27). هیچکس از کبار امرای خراسان و معارف دولت نماند که مغمور احسان و مشمول انعام او نشد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 257). و تمامت بلاد ترکستان و ماوراءالنهر مغمور احسان او شدند. (جهانگشای جوینی ). - مغمور در شهوت ؛ فرورفته در آن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - مغمور شدن ؛ غریق شدن . غرق شدن . غرقه شدن . مجازاً، شکست یافتن : فوزنایافته شدم مانده نجح نایافته شدم مغمور. مسعود. - مغمورکردن ؛ اشباع کردن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || گمنام . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بیقدر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیقدر و بی لیاقت . (ناظم الاطباء). || مجهول و گویند: فلان مغمورالنسب . || مقهور. || جای باران رسیده . (از اقرب الموارد). || مغمور ارض ، مقابل معمور آن . (از دمشقی ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). overwhelmed سحق، غمر، قهر، أربك، غلب، ابتلع، مُثقل
کلمه "مغمور" در زبان فارسی به معنای "مشغول" یا "غرق در" است. در اینجا به برخی از قواعد مربوط به استفاده و نگارش این کلمه اشاره میشود:
نحوه نوشتار: "مغمور" با حروف فارسی نوشته میشود و به هیچ وجه نباید با حروف لاتین نوشته شود. توجه به اینکه الفاظ فارسی باید با املای صحیح و مطابق قواعد نگارشی نوشته شوند، ضروری است.
جنس و تعدد: "مغمور" به عنوان صفت در جملهها میتواند به شکل مذکر و مؤنث استفاده شود و برای جمع نیز باید به صورت "مغموران" یا "مغمورات" بهکار رود.
استفاده در جملات: از "مغمور" میتوان به عنوان صفت برای توصیف فعل یا حالت افراد یا اشیاء استفاده کرد. بهعنوان مثال:
او در افکارش مغمور است.
آنها در کارهای روزمره مغمورند.
توجه به همنشینی: وقتی که "مغمور" در کنار دیگر اسما و صفات قرار میگیرد، باید به کاربرد درست آن در جملات توجه شود تا معنا به درستی منتقل شود.
پرهیز از ابهام: در نگارش جملاتی که شامل "مغمور" هستند، باید سعی کرد تا از جملات ابهامآلود پرهیز کرده و معنی روشن و واضحی ارائه داد.
استفاده درست و دقیق از این کلمه در نوشتار و گفتار میتواند به بهبود بیان و انتقال مفاهیم کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در دل شب، حس مغمور بودن او را در سکوت ستارهها میشد حس کرد.
پس از آن حادثه تلخ، چشمانش همیشه مغمور و پر از غم بودند.
در گوشهای از باغ، گلی سرخ و مغمور از دنیا به تنهایی میرویید.
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر