شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

maftun
charmed  |

مفتون

معنی: مفتون . [ م َ ] (ع ص ) در فتنه افتاده . (منتهی الارب )(آنندراج ) (غیاث ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دیوانه . || عقل و مال رفته .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شیفته . عاشق . (از غیاث ) (از آنندراج ). شیفته . ربوده دل . عاشق . (از ناظم الاطباء). دلشده . دل از دست داده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ای علم جوی روی به جیحون نه
گر جانت بر هلاک نه مفتون است .
ناصرخسرو.
دیوی است کودکی تو به دیوی بر
گر دیو نیستی ز چه مفتونی ؟
ناصرخسرو.
همیشه خازن خلد است بر درگاه او عاشق
همیشه حامل عرش است بر ایوان او مفتون .
امیرمعزی .
بر رسم و سیرت او مفتون شده ست دنیا
تا دولت مساعد بر عمر اوست مفتون .
امیرمعزی .
ای خسروی که رادی بر دست توست عاشق
ای عادلی که شادی بر طبع توست مفتون .
امیرمعزی .
سپاه او همه بودند شیران و جهانگیران
ظفر بر تیغشان عاشق هنر بر طبعشان مفتون .
امیرمعزی .
سعادتی که سعود آسمان مفتون آن نماید و دوام سرمد الیف آن باشد نثارروزگار انور مجلس عالی صدری ... (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 139).
چون مفتون صادق ملامت شنید
به درد از درون ناله ای بر کشید.
سعدی (بوستان ).
جهانی در پی ات مفتون بجای آب گریان خون
عجب می دارم از هامون که چون دریا نمی باشد.
سعدی .
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقی است
حدیث دلبر فتان و عاشق مفتون .
سعدی .
آب از نسیم باد زره پوش گشته است
مفتون زلف یار زره موی خوشتر است .
سعدی .
- مفتون شدن ؛ شیفته شدن . عاشق گشتن :
خرد که عاشق و مفتون شود بدو مردم
شده ست بر تو ز رسم تو واله و مفتون .
امیرمعزی .
ای بر لب شیرین تو عابد شده عاشق
وی بر خط مشکین تو زاهد شده مفتون .
امیرمعزی .
بر رسم و سیرت او مفتون شده ست دنیا
تا دولت مساعد بر عمر اوست مفتون .
امیرمعزی .
- مفتون شده ؛ شیفته گردیده :
جانا به خدا بخش دلم را که گریز است
مقبول تو را از دل مفتون شده ٔ من .
عطار.
- مفتون گردیدن (گشتن ) ؛ شیفته شدن : کیست که ... با زنان مجالست دارد و مفتون نگردد. (کلیله و دمنه ).
ای گشته فلک بر مه منجوق تو عاشق
وی گشته ظفر بر سر شمشیر تو مفتون .
امیرمعزی .
|| فریفته . فریب خورده . مغرور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
هرگز کی گفت این زمانه که بدکن
مفتون چونی به قول عامه مفتون .
ناصرخسرو.
- مفتون شدن ؛ فریفته شدن :
ای فلک زود گرد وای بر آن
کوبه توای فتنه جوی مفتون شد.
ناصرخسرو.
ای شده مفتون به قولهای فلاطون
حال جهان باز چون شده ست دگرگون .
ناصرخسرو.
زر و نقره چیست تا مفتون شوی
چیست صورت تا چنین مجنون شوی .
مولوی .
- مفتون گشتن (گردیدن ) ؛ فریفته شدن : مرا همیشه ... مغرور بودن ... و مفتون گشتن به جاه دنیا معلوم بود. (کلیله و دمنه ).
|| کسی که اراده ٔ زنای با زن کرده باشد. || از دین برگشته . (ناظم الاطباء). || دینار مفتون ؛ به آتش درآورده . (منتهی الارب ). دیناربه آتش درآورده تا خوب و بد آن معلوم گردد. (ناظم الاطباء). || زه گریبان که مانند زه چرمین باشد. (فرهنگ لغات مشکل دیوان البسه ٔ نظام قاری ) :
ز گرد آن زه مفتون خطی خواندم که تفسیرش
یکی داند که همچون دکمه ذهنش خرده دان باشد.
نظام قاری (دیوان البسه ص 76).
... ادامه
966 | 0
مترادف: دلباخته، شيدا، شيفته، عاشق، فريفته، مجذوب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی]
مختصات: (مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: maftun
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 576
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
charmed | spellbound , enchanted
ترکی
büyülü
فرانسوی
enchanté
آلمانی
verzaubert
اسپانیایی
encantado
ایتالیایی
incantato
عربی
سحر | جذب , فتن , عوذ , مارس السحر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "مفتون" در زبان فارسی به معنی شیفته، مجذوب یا مسحور شده است. این کلمه می‌تواند به عنوان اسم و صفت استفاده شود و در جملات مختلف معناهای متفاوتی را به خود می‌گیرد. در ادامه به برخی از قواعد نگارشی و کاربردهای این کلمه اشاره می‌شود:

۱. استفاده به عنوان صفت:

  • مثال: او مفتون زیبایی آن گل شد.
  • در این جمله "مفتون" به‌عنوان صفت برای توصیف حالت فرد استفاده شده است.

۲. استفاده به عنوان اسم:

  • مثال: او یک مفتون در عالم عشق است.
  • در این صورت "مفتون" به عنوان اسم به‌کار رفته است.

۳. ترکیب با حروف اضافه:

  • کلمه "مفتون" می‌تواند با حروف اضافه مانند "به"، "از" و "در" ترکیب شود.
  • مثال: او مفتون به زیبایی طبیعت است.

۴. نکتۀ نحوی:

  • کلمه "مفتون" به‌عنوان یک صفت می‌تواند به صورت مرفوع یا منصوب در جملات مختلف به کار رود.
    • مثال مرفوع: او مفتون است.
    • مثال منصوب: او را مفتون دیدم.

۵. نکات نگارشی:

  • در نوشتار خود بهتر است توجه کنید که "مفتون" با حروف اضافه قافیه به درستی استفاده شود و همچنین از قواعد عمومی زبان فارسی پیروی کند، مانند عدم استفاده از تکرار بی‌مورد کلمات و رعایت فاصله‌ها.

۶. مضامین ادبی:

  • "مفتون" به‌خصوص در شعر و ادبیات فارسی معانی عمیق‌تری می‌یابد و معمولاً در توصیف عشق، زیبایی و حالات روحی به کار می‌رود.

با رعایت این قواعد و نکات، می‌توانید از کلمه "مفتون" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او با صدای دلنوازش، همه را مفتون خود کرده بود.
  2. زیبایی گل‌ها در باغ، همگان را مفتون شگفتی‌های طبیعت کرد.
  3. داستان عاشقانه‌ی آن رمان، قلبم را مفتون کرد و تا دیروقت مشغول خواندن شدم.

واژگان مرتبط: افسون شده، مسحور

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری