شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

maq'ad
anus  |

مقعد

معنی: مقعد. [ م ُ ع َ ] (ع ص ) برجای مانده . (مهذب الاسماء). قعادزده و برجای مانده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قعادزده . (ناظم الاطباء). مبتلا به درد قعاد. (از اقرب الموارد). زمین گیر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در اصطلاح پزشکی ، بیماری را گویندکه به علت طول مدت بیماری بر جایی نشیند و نتواند راه رود و به عبارت دیگر بیماری که بر اثر بیماری مزمن از حرکت بازایستد و برخی گفته اند کسی که اعضای بدنش متشنج باشد. (ازکشاف اصطلاحات الفنون ) :
با بذل طبع مکرم او آفتاب ، دون
با ذکر سیر مسرع او ماه مقعد است .
ابوالفرج رونی .
ماند چون پای مقعد اندر ریگ
آن سرمرده ریگش اندر دیگ .
سنائی .
|| لنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اعرج . (بحر الجواهر). || (در اصطلاح عروض ) هر بیت از شعر که در آن زحاف واقع شود یا آنچه در عروض آن نقصانی باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بچه ٔ کرکس و کرکس شکار کرده که پر آن گرفته باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). جوجه ٔ کرکس و گویند کرکسی که به آن سم داده تا وی را شکار کنند و پرهای آن را برگیرند. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || ثدی مقعد؛ پستانی کوتاه . (مهذب الاسماء). پستان فرونشسته . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). || رجل مقعدالانف ؛ مرد گسترده بینی و آن که پره ٔ بینی او فراخ باشد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
... ادامه
440 | 0
مترادف: دبر، سرين، كفل، كون، مخرج، نشستگاه، نشيمن، نشيمنگاه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی، جمع: مقاعد]
مختصات: (قعاد)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: maq'ad
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 214
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
anus | rectum , croup
ترکی
anüs
فرانسوی
anus
آلمانی
anus
اسپانیایی
ano
ایتالیایی
ano
عربی
شرج | الاست , فتحة الشرج
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

«مقعد» یک واژه فارسی است که به معنی ناحیه انتهایی روده بزرگ و خروجی آن اشاره دارد. در نگارش و استفاده از این کلمه، چند نکته مهم وجود دارد:

  1. استفاده صحیح: این کلمه به طور خاص به ناحیه آناتومیکی اشاره دارد و باید در متون علمی و پزشکی به درستی و به جا استفاده شود.

  2. توجه به زمینه: با توجه به معنی خاص کلمه، در متون عمومی و غیررسمی باید احتیاط کرد و از به کار بردن آن در موقعیت‌های غیرضروری خودداری نمود.

  3. نکات نگارشی: در نوشتن این واژه باید املای صحیح آن رعایت شود و از درج نقاط و یا تغییرات املایی نادرست پرهیز کرد.

  4. تطابق جملات: در جملاتی که این واژه در آن‌ها به کار می‌رود، باید دقت شود که از لحاظ ساختار و معنا، جمله همچنین منطقی و واضح باشد.

  5. محتوای مناسب: در استفاده از این واژه باید به مخاطب و فضای نگارش توجه شود؛ به عنوان مثال، در مقالات علمی و پزشکی استفاده از این کلمه بلامانع است اما در نوشته‌های غیررسمی یا برای کودکان باید از واژه‌های دیگر استفاده کرد.

به طور کلی، رعایت ادب و احترام در استفاده از واژه‌ها و توجه به مناسب بودن کلمات در زمینه‌های مختلف ضروری است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا سه جمله با کلمه "مقعد" آورده‌ام:

  1. پزشک به اهمیت رعایت بهداشت ناحیه مقعد در جلوگیری از عفونت‌ها اشاره کرد.
  2. برخی بیماری‌ها می‌توانند باعث درد یا ناراحتی در ناحیه مقعد شوند که نیاز به درمان دارند.
  3. برای بررسی مشکلات گوارشی، پزشکان ممکن است به معاینه ناحیه مقعد نیز بپردازند.

واژگان مرتبط: سوراخ کون، سوراخ مقعد، نشین، راست روده، معا مستقیم، خناق، کفل اسب، ترک اسب، خناک

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری