شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

makin
makin  |

مکین

معنی: مکین . [ م َ ] (ع ص ) جای گیر و استوار. (مهذب الاسماء) (ترجمان القرآن ). جای گیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مکان دارنده و صاحب مکان . (غیاث ) (آنندراج ) : ثم جعلناه نطفةً فی قرار مکین . (قرآن 13/23). فجعلناه فی قرار مکین . (قرآن 21/77).
نه هرکس کو به ملک اندر مکین باشد ملک باشد
نه نیلوفر بود هر گل که اندر آبدان باشد.
فرخی .
چونانکه آرزوی دل بندگان اوست
سالی هزار باشد در مملکت مکین .
فرخی .
سخاوت بر تو مکین است شاها
ازیرا که تو مر سخا را مکانی .
فرخی .
مکین دولت و در مرتبت گرفته مکان
ملک نژاده و اندر مکان ملک مکین .
فرخی .
جای خور و خواب تو این است و بس
وآن نه چنین است مکان و مکین .
ناصرخسرو.
مکین است دین و قران در دل ما
همین بود نقش نگین محمد.
ناصرخسرو.
ایشان زمین تو آسمان
ایشان مکین و تو مکان .
ناصرخسرو.
ترتیب عناصر را بشناس که دانی
اندازه ٔ هر چیز مکین را و مکان را.
ناصرخسرو.
قاف تاقاف چتر حشمت تو
سایه افکنده بر مکین و مکان .
ابوالفرج رونی .
تا همی اندر فلک بروج و نجوم است
تا همی اندر زمین مکین و مکان است ...
مسعودسعد.
تا بود بر فلک طلوع و غروب
تا بود در زمان مکان و مکین ...
مسعودسعد.
تا در جهان مکین و مکان باشد
بهرامشاه شاه جهان باشد.
مسعودسعد.
جان را کفت ضمان و خرد را دلت ضمین
دین را دلت مکین و سخا را کفت مکان .
عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص 457).
تا نام مکان است و مکین است در آفاق
عدل تو سبب باد مکان را و مکین را.
امیرمعزی .
تا مکان است و مکین و تا زمان است و زمین
تا شهور است و سنین و تا خزان است و بهار...
امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص 405).
این کوه ندیده چو وقار تو مکینی
و این چرخ نزاده چو معالیت مکانی .
سنائی .
- مکین گشتن (گردیدن ) ؛ جای گرفتن . جای گیرشدن .
هوای او چو شهادت پس از خلاف عدو
به هر دل اندر مأوی گرفت و گشت مکین .
فرخی .
عزم کی دارد که غزنین را بیاراید به روی
رای کی دارد که بر صدر پدر گردد مکین .
فرخی .
- امثال :
شرف المکان بالمکین . (امثال و حکم ج 2 ص 1022)؛ قدر و برتری جای بدان است که چه کسی بدانجا نشیند چه در صدر باشد چه در ذیل و این مثل را در موردی گویند که بزرگی در مکانی بر صدر ننشیند.
|| ذی عزت نزد پادشاه . ج ، مُکَناء. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). دارای منزلت و رفعت و بزرگی در نزد پادشاه . (از اقرب الموارد). باجاه . باقدر.بامنزلت . بامکانت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : وقال الملک ائتونی به استخلصه لنفسی فلما کلمه قال انک الیوم لدینا مکین امین . (قرآن 54/12). ذی قوة عند ذی العرش مکین . (قرآن 20/81).
لاجرم بود و کنون هست و همی خواهد بود
در دل شاه مکین و به دل خلق مکین .
فرخی .
ایا به نزد خداوند تخت و خاتم و تاج
همیشه بوده ز شایستگی عزیز و مکین .
سوزنی .
... ادامه
917 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم، صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (مَ) [ ع . ] (ص .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 120
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
makin
عربی
ماكين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

در زبان فارسی، کلمه "مکین" به معنای "در حال قرار گرفتن" یا "موجود بودن" است و از ریشه "کین" به معنای "باشیدن" و "بودن" مشتق شده است. در نگارش و استفاده از این کلمه، باید به چند نکته توجه کرد:

  1. نگارش صحیح: این کلمه باید به درستی و بدون اشتباهات املایی نوشته شود. "مکین" به همین شکل صحیح است.

  2. فعل: "مکین" معمولاً در حالت‌های فعلی به کار می‌رود و به وجود یا وضعیت اشاره دارد.

  3. استفاده در جملات: در هنگام استفاده از "مکین" در جملات، باید به ساختار جمله و هماهنگی فاعل و فعل توجه شود. به عنوان مثال: "تو مکین در اینجا هستی" که به معنای "تو اکنون در اینجا هستی" است.

  4. قواعد نگارشی: در هنگام نوشتن متن، باید به قواعد نگارشی مثل استفاده از علائم نگارشی صحیح (نقطه، ویرگول، علامت سوال و ...) توجه شود.

به طور خلاصه، کلمه "مکین" باید به درستی نوشته و در جملات به درستی استفاده شود، همچنین باید در نظر داشت که این کلمه بر اساس قواعد دستور زبان فارسی به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا سه جمله با کلمه "مکین" آورده شده است:

  1. برای تهیه‌ی غذاهای اصیل ایرانی، استفاده از ادویه‌جات طبیعی و تازه مکین ضروری است.
  2. در کتابخانه، چندین کتاب نایاب به زبان‌های مختلف درباره‌ی تاریخ مکین وجود دارد.
  3. او تصمیم دارد در سفر به مکین، فرهنگ و آداب و رسوم مردم این منطقه را از نزدیک ببیند.

لطفاً توجه داشته باشید که "مکین" می‌تواند معانی مختلفی داشته باشد، بنابراین اگر منظور خاصی دارید، لطفاً مشخص کنید.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری