شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

melvāh

ملواح

معنی: ملواح . [ م ِل ْ ] (ع اِ) خروهه و آن مرغی بود که صیاد بر روی دام بندد تا مرغان بر او گرد آیند. (مهذب الاسماء). جغد پای بسته به دام جهت شکار باز و جز آن . (منتهی الارب ). مرغی که به دام بندند تا آن را دیده دیگر مرغان بیایند. (غیاث ) (آنندراج ). جغد پای بسته ٔ در دام جهت شکار باز و جز آن که به فارسی پایدام و خروهه نیز گویند. (ناظم الاطباء). جغد که پاهایش را بندند و با آن شاهین و باز را شکار کنند بدینگونه که گاه گاه پروازش دهند و چون باز و شاهین آن را بینند بر او فرودآیند و صیاد آنها را بگیرد. این جغد و هرچه مربوط به آن باشد ملواح نامیده می شود. (از اقرب الموارد). خرخسه . خرخشه . خروهه ٔ دام . رامج . رامگ . رامق . و آن مرغ زنده ای است که در تور کنند تا باز و دیگر مرغان شکاری به قصد صید آن فرودآیند و پنجه های آنان در شبکه بندشود و صیاد از کمین برآید و باز یا مرغ شکاری دیگر را بگیرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
توفیق به چنگ آرد جهد تو به توفیق
ملواح به دام آرد صیاد به ملواح .
ابوالفرج رونی .
عدو ز دور چو ملواح حلم طبع تو دید
گمان ببرد که دارد اجل به زیرش دام .
مسعودسعد.
بر او چو طوطی و بلبل به قول و لحن مباش
که دامهای بلا را تو می شوی ملواح .
مسعودسعد.
فایق و بکتوزون ملواح خویش را بیرون برد و در مقابله ٔ سیف الدوله فروآمدند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 206). گفت دریغا اگر این مار را زنده بیافتمی هیچ ملواحی دام مخاریق دنیا را به از این ممکن نشدی و بدان کسب بسیار کردمی . (مرزبان نامه ). سیمرغی است که نشیمن بر قاف عزت دارد، به ملواح عبارت صید هیچ فهمی و وهمی نشود. (مصباح الهدایه چ همایی ص 94).
- ملواح ساختن کسی یا چیزی را ؛ او را آلت ساختن برای فریفتن کسی یا به دست آوردن چیزی . وسیله ٔ اجرای مقصودی قرار دادن کسی یا چیزی را : در این حال آن کودک را ملواح ساخت و بر مدبران و مشیران خویش تعمیه و تمویه کرد. (جهانگشای جوینی ). مخایل ادبار احوال اولایح شده بود، بلکه رکن الدین این سخن ملواح ساخته بود. (جهانگشای جوینی ). شرف الدین را طلب کردند و او را ملواح کار ساختند. (جهانگشای جوینی ). شیطان به دلالگی در میان ایستاده جمال مزخرف او را تزیین می کند و آن را ملواح ارواح و قلوب می سازد. (مصباح الهدایه چ همایی ص 84).
|| (ص ) بلندبالا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || لاغراندام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). لاغر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || زن چست و لاغر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). زن زود لاغرشونده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اسب که زود فربه نشود. (مهذب الاسماء). || مرد بزرگ تختها. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بزرگ کتف . (ناظم الاطباء). || آن استر که زود تشنه شود. (مهذب الاسماء). ستور زود تشنه شونده . مِلیاح . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سریعالعطش . مِلوَح . مِلیاح . (اقرب الموارد). || باد خشک کننده . (از ذیل اقرب الموارد).
... ادامه
678 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (مِ) [ ع . ] (ص .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 85
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
مالي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ملواح" در زبان فارسی به صورت صحیح به کار می‌رود و می‌تواند مفاهیم مختلفی داشته باشد. با این حال، اگر منظور شما موارد نگارشی و قواعد مربوط به استفاده از این کلمه است، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. املا: املای صحیح این کلمه "ملواح" است و در نوشتار باید به این شکل نوشته شود.

  2. سرفصل و نگارش: در متن‌های رسمی، به ویژه در مواردی که با ادبیات یا اشعار مرتبط است، بهتر است به دقت از کلمه "ملواح" استفاده شود و در صورت لزوم معانی آن توضیح داده شود.

  3. نقطه‌گذاری: اگر "ملواح" در انتهای یک جمله قرار بگیرد، نیاز به نقطه‌گذاری صحیح دارد. به عنوان مثال: "ملواح را باید با دقت بررسی کرد."

  4. نحوه استفاده در جمله: استفاده درست از این کلمه در جمله برای حفظ معنا و مفهوم آن اهمیت دارد. به عنوان مثال: "ملواح در فرهنگ‌های مختلف معانی متفاوتی دارد."

در نهایت، این کلمه مانند دیگر کلمات باید در بافت مناسب خود استفاده شود تا از نظر معنایی و نگارشی به درستی به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در مراسم عزاداری، مردم با ملواح به حمد و ستایش خداوند مشغول بودند.
  2. صدای دل‌نشین ملواح در دل شب، آرامش خاصی به فضای مراسم بخشید.
  3. هنر ملواح خوانی در فرهنگ ما نمادی از احساسات عمیق و ارتباط با معانی زندگی است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری