جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ممثل . [ م ُ م َث ْ ث َ ] (ع ص ) مصورگشته و پیکر صورت بسته شده . مصورکرده . تصویرشده . مجسم گشته . (از ناظم الاطباء). مصور. مجسم . (یادداشت مرحوم دهخدا) : کان المثال فی الصور الذهنیة اضعف من الممثل ، و فی المثل الافلاطونیة بالعکس . (حکمة الاشراق حاشیه ٔص 93). در موضع سقاة خمها که از غایت ثقل نقل آن ممکن نباشد بنهادند و مناسب آن آلات دیگر و پیلان و شتران و اسبان و حفظه ٔ هر یک در مقدار ممثل که وقت جشن عام به انواع مشروبات برمی گیرند. (جهانگشای جوینی ). دشمن این حرف این دم در نظر شد ممثل سرنگون اندر سقر. مولوی . رای مجسطی آرایش تماثیل ممثلات افلاک را مبرهن سازد. (دره ٔ نادره چ شهیدی ص 100). - ممثل کردن ؛ مجسم کردن . (یادداشت مرحوم دهخدا). || آنکه اورا داستان زده اند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). داستان زده شده : مثل عین ممثل نیست (یا نباشد). representative ممثل، مندوب، الوكيل، نائب، ممثل ل، صفة، الناطق بإسم، وكيل، تمثيلي، نيابي، نموذجي
ممثل|مندوب , الوكيل , نائب , ممثل ل , صفة , الناطق بإسم , وكيل , تمثيلي , نيابي , نموذجي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
واژه "ممثل" به معنای نماینده یا نمایندگی به کار میرود و در زبان فارسی در ترکیبهای مختلفی استفاده میشود. در ادامه به برخی قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
جنس کلمه: "ممثل" یک اسم مذکر است و به فردی اطلاق میشود که نمایندگی یا نقشی را بر عهده دارد.
نوشتار صحیح: این کلمه با املای صحیح به صورت "مُمَثِّل" و بهصورت معنایی به کار میرود.
ترکیبها: "ممثل" میتواند در ترکیبهای مختلفی به کار رود، مانند:
"ممثل دولت"
"ممثل مجلس"
"ممثل شرکت"
مخالف و موافق: بهنسبت برخی معانی، ممکن است کلمههای مخالف یا مترادف داشته باشد. مثلاً "نماینده" میتواند مترادف "ممثل" باشد.
کاربرد: کلمه "ممثل" در متون رسمی و غیررسمی به کار میرود و در اسناد قانونی، کنفرانسها و جلسات نیز بهطور متداول استفاده میشود.
جمع آن: جمع "ممثل" به شکل "مُمَثِّلین" یا "مَمثَّلها" به کار میرود که بستگی به ساختار جمله و متن دارد.
نکات نگارشی:
استفاده درست از فاصلهها و نشانهگذاریهای لازم در متن.
توجه به تعریفها و متونی که واژه "ممثل" در آنها به کار میرود.
با رعایت این نکات میتوانید استفاده صحیح و موثری از کلمه "ممثل" در نگارشهای رسمی و غیررسمی داشته باشید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
ممثل مشهور فیلمهای ایرانی در جشنواره بینالمللی حضور پیدا کرد و جوایز بسیاری را از آن خود کرد.
از نظر من، ممثلین باید بتوانند احساسات واقعی شخصیتهای خود را به خوبی منتقل کنند.
او از کودکی رویای ممثل شدن را در سر داشت و حالا به یکی از بهترینها در عرصه سینما تبدیل شده است.