شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

manga(e)ne
punch  |

منگنه

معنی: منگنه . [ م َگ َ ن َ / ن ِ ] (اِ) معصره و جندره و جوازان و جواز وابزاری که بدان بر میوه جات و مانند آن فشار وارد می آورند تا آب آن گرفته شود و نیز ابزاری که در گرفتن روغن بزورات به کار می برند. (ناظم الاطباء). دستگاه فشردن . ماشینی که بدان دانه ها یا میوه را فشار دهند گرفتن آب یا روغن را از آنها. || ابزاری مر چاپچیان را. || آلتی برای فشردن اجسام چون پشم و پنبه و کاغذ و جزاینها. || ابزاری مر آهنگران را. (ناظم الاطباء). || ابزاری که با آن دگمه و جادگمه سازند : رواج منگنه برای تزیین منسوجات و اقمشه در کاشان و غیر آن . (المآثر و الاَّثار ص 102).
... ادامه
506 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [ترکی]
مختصات: (مَ گَ نِ) (اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: mangane
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 165
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
punch | vice , press , roller , stapler
ترکی
zımba
فرانسوی
agrafeuse
آلمانی
hefter
اسپانیایی
engrapadora
ایتالیایی
cucitrice
عربی
ثقب | لكم , خرم , نخس , ضرب بشدة , مخرمة , شراب البنش , خرامة مثقبة , البنش شراب مسكر , لكمة , لكزة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "منگنه" در فارسی به معنای وسیله‌ای است که برای به هم پیوستن صفحات کاغذ یا دیگر مواد استفاده می‌شود. در نوشتار فارسی، لازم است نکات نگارشی و قواعد مربوط به این واژه را رعایت کنید:

  1. نوشتار صحیح: واژه "منگنه" همانطور که نوشته شده است، درست و صحیح است.

  2. استفاده در جملات: این واژه معمولاً به عنوان اسم استفاده می‌شود. مثلاً:

    • "من به یک منگنه جدید احتیاج دارم."
    • "لطفاً کاغذها را با منگنه به هم بچسبان."
  3. تلفظ: این واژه به صورت "man-gene" تلفظ می‌شود.

  4. جمع‌سازی: جمع این کلمه "منگنه‌ها" است. مثلاً:

    • "منگنه‌ها در کشو قرار دارند."
  5. هم‌معانی و کاربردها: ممکن است در متون غیررسمی یا محاوره‌ای به جای "منگنه" از واژه‌های دیگری نظیر "گیره" یا "چسب" استفاده شود، اما این واژه‌ها به طور دقیق معادل نیستند.

  6. نکات نگارشی: دقت کنید که در متن‌های رسمی و علمی، بهتر است از واژه‌های مورد تأیید فرهنگستان زبان و ادب فارسی استفاده کنید.

رعایت این نکات می‌تواند به بهبود کیفیت نوشتار شما کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. برای مرتب نگه‌داشتن اسناد مهم، از منگنه استفاده کردم.
  2. هنگام جمع‌آوری مدارک، متوجه شدم که منگنه‌ام گمشده است.
  3. منگنه‌های رنگی به دفترکار من زیبایی خاصی بخشیده‌اند.

واژگان مرتبط: مشت، مهر، ضربت مشت، قوت، استامپ، فساد، گناه، عیب، فسق، بدی، مطبوعات، فشار، پرس، چاپ، جراید، غلتک، غلطک، نورد، استوانه، غلتانک

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری