جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: موس . (اِ صوت ) صوتی که از جمع آوردن پیاپی لبها و آرام به درون کشیدن نفس پیدا آید. - موس کشیدن ؛ آوا برآوردن از میان لبهای بهم آمده یا بدرون بردن نفس آرام و متناوب است برای جلب توجه کودک چند ماهه یا به سوی خود خواندن اسبی . - موس موس کردن ؛ کنایه است از دور و بر کسی پرسه زدن و فروتنی آمیخته به حقارت کردن نفعی و مقصودی و توقعی را. mousse, mouse الموسية، قشدة مخفوقة، الموسية حلوى من القشدة، موس
الموسية|قشدة مخفوقة , الموسية حلوى من القشدة , موس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "موس" در زبان فارسی به معنی وسیلهای برای کنترل رایانه و یا به معنای نوعی جوندۀ کوچک (موش) به کار میرود. این کلمه در موارد مختلف قاعدههای نگارشی خاص خود را دارد:
نقطهگذاری: اگر "موس" به عنوان اسم خاص یا در اول جمله قرار گیرد، نیاز به نقطهگذاری مانند ویرگول یا نقطه ندارد، اما در جملههای صحیح و ادبی باید علامتهای نگارشی مناسب را رعایت کرد.
جمعسازی: برای جمع بستن این کلمه از "ها" استفاده میشود و به "موسها" تبدیل میشود.
علاقه به استفاده در جملات: هنگام بیان جملات، باید دقت کرد که کلمه موس در متن به درستی و به شکل مناسب استفاده شود. مثلاً: "موس من خراب شده است."
قید و جملات تعبیری: اگر بخواهید ویژگی یا حالتی را درباره موس بیان کنید، میتوانید از قیدها و جملات توصیفی استفاده کنید. مثلاً: "موس بیسیم بسیار راحت است."
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "موس" بهطور صحیح و مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
دیروز در کتابخانه، یک موس بزرگ و زیبا دیدم که به آرامی در حال حرکت بود.
فرزندم با دقت به موس کامپیوتر نگاه میکند و میخواهد یاد بگیرد چگونه از آن استفاده کند.
در گوشه اتاق، موس کوچکی به سمت مخفیگاهش میرفت و من با احتیاط او را تماشا میکردم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر