شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

mo[w]'ed
due date  |

موعد

معنی: موعد. [ م َ ع ِ ] (ع اِ) وعده جای . (منتهی الارب ). وعده جای و وعده گاه . (ناظم الاطباء). جای وعده کردن . (غیاث ). جای وعده کردن و وعده دادن . (آنندراج ). وعده گاه . ج ، مواعد. (مهذب الاسماء). مکان پیمان . جای عهد و پیمان . وعده جای . جای وعده . (یادداشت مؤلف ) :
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا، موعد دیدار کجاست .
حافظ.
- موعد کارزار ؛ جای کارزار.
- || وقت کارزار.
|| (اِ) وعده و هنگام اجرای کاری و هنگام وعده . (ناظم الاطباء). وقت وعده کردن . (غیاث ) (آنندراج ). || (اصطلاح بازرگانی ) سررسید. (یادداشت مؤلف ). نوید. وعد. وعده . سر وعده . امد. اجل . مهلت . میعاد. زمان پیمان . زمان عهد و پیمان . زمان وعده . آن هنگام که برای اجرای امری یا حضور در جایی وعده داده شده است . (از یادداشت مؤلف ) : اگر فی المثل چهار ماه هم از موعد بگذرد زحمت نمی دهد و منفعت نمی خواهد. (نامه ٔ فاضل خان گروسی به آقاخان محلاتی از سبک شناسی ج 3 ص 336).
- موعد قراولی ؛ در اصطلاح نظامی ، پاس . (لغات فرهنگستان ).
- موعد مقرر ؛ زمان مقرر برابر وعده . زمانی که قبلاً تعیین شده است .
... ادامه
732 | 0
مترادف: 1- مهلت، وعده 2- فصل، موسم، موقع، وقت، هنگام 3- اجل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [عربی: مَوعد، جمع: مواعد]
مختصات: (مُ عِ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: mow'ed
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 120
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
due date
ترکی
son teslim tarihi
فرانسوی
date limite
آلمانی
frist
اسپانیایی
fecha límite
ایتالیایی
scadenza
عربی
تاريخ الاستحقاق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "موعد" در زبان فارسی به معنی زمان معین یا موعد مقرر برای انجام یک کار یا اتفاق خاص است. در زیر به برخی از نکات مربوط به استفاده و نگارش این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوه املاء: کلمه "موعد" به این شکل نوشته می‌شود و از حروف "م"، "و"، "ع" و "د" تشکیل شده است.

  2. مفرد و جمع: "موعد" در حالت مفرد به کار می‌رود. برای جمع آن می‌توان از "موعدها" یا "مواعید" استفاده کرد. "مواعید" به معنای چند موعد است و بیشتر به کار می‌رود.

  3. رایج‌ترین کاربرد: این کلمه معمولاً در مواردی استفاده می‌شود که به زمان‌های مشخص در آینده اشاره دارد، مانند زمان جلسات، قرارها و مناسبت‌های دیگر.

  4. استخدام در جملات: در جملات می‌توان از "موعد" در ترکیبات مختلف استفاده کرد. مثلاً:

    • موعد جلسه فردا ساعت ۱۰ صبح است.
    • ما در موعد مقرر حاضر خواهیم شد.
  5. نگارش صحیح: هنگام استفاده از کلمه "موعد" در متن‌های رسمی یا ادبی، بهتر است از قواعد نگارشی مناسب پیروی شود، مانند استفاده از نقطه‌گذاری صحیح و ساختار مناسب جملات.

  6. توجه به زمینه: در نوشتن و صحبت کردن، توجه به زمینه و موضوعاتی که کلمه "موعد" در آن‌ها به کار می‌رود، اهمیت دارد تا از درک درست آن اطمینان حاصل شود.

با رعایت این نکات، می‌توانید به درستی از کلمه "موعد" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. موعد تحویل پروژه به پایان ماه جاری برمی‌گردد و باید هر چه سریع‌تر مشکلات را حل کنیم.
  2. معلم به دانش‌آموزان یادآور شد که موعد امتحانات نهایی نزدیک است و باید به دروس خود تدبیر کنند.
  3. برای ثبت‌نام در دوره جدید آموزشی، موعد ثبت‌نام تا پایان هفته جاری تعیین شده است.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری