میزد
licenseمعنی کلمه میزد
معنی واژه میزد
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: myazd]
مختصات:
(مَ زَ) [ په . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
61
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
touch | hit , beat , slap , strike , imprint , knock , cut , shoot , mallet , play , pound , poke , ding , tie , stroke , pummel , bop , clout , pulsate , smite , inject , whack , amputate , attain , bruise , bunt , chap , clobber , cut off , drub , fly , frap , get , haze , lam , lop , nail , pop , put on , slat , snip , sound , throb , thwack , belt , spray , it does
عربی
لمس | اتصال , مس , أثر , صلة , مسحة , هيئة , ضربة خفيفة , طابع , ضربة في الرياضة , لمسة , هذب , جس , حرك المشاعر , أثر في , أصاب الهدف , وصل , توقف , دخل في علاقة , مس مسا خفيفا , وضع المسات الأخيرة , استلف , ضرب ضربا خفيفا , تعلق , أثار الشفقة , إرتبط بعلاقة مع , تعرض للموضوع , يلمس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "میزد" در زبان فارسی از دو قسمت تشکیل شده است: "می" و "زد". این کلمه به معنی "زدن" است و در زمان گذشته یا حالت استمراری به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه اشاره میشود:
-
فعل: "میزد" فعل است و به طور کلی به معنی "به چیزی ضربه زدن" یا "زدن" استفاده میشود.
-
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات مختلف به کار رود. مثلاً:
- او به درخت میزد. (در این جمله فعل "میزد" نشاندهنده اقدام او در لحظه یا زمان گذشته است.)
-
صرف فعل: "میزد" از فعل "زدن" مشتق شده و به صورت ماضی استمراری، حاکی از حرکتی است که در حال انجام است.
-
همنشینی: میتوان این کلمه را با قیدها یا صفتها ترکیب کرد، مثل:
- او با قدرت میزد.
- او با خنده میزد.
- نگارش صحیح: در هنگام نوشتن این کلمه توجه به املای درست و استفاده از آن در زمینه مناسب از اهمیت ویژهای برخوردار است.
اگر سوالات بیشتری درباره این کلمه یا نکات دیگر نگارشی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- باد تندی از کنار درختان میگذشت و شاخهها را به شدت میزد.
- او به ساعت نگاه کرد و با نگرانی متوجه شد که دیر کرده و دلش میزد.
- بچهها با شادی در حیاط بازی میکردند و توپ را به هم میزدند.
