جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: میله . [ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) شبیه به میل و مانند میل . (ناظم الاطباء) || قطعه ٔ نازک و بلند از چوب یا آهن یا فلزی دیگر که در ساختمان و جز آن به کار رود. || میل آهنین که در مرکز سنگ زیر آسیا (در آسیاهای آبی و دستی ) استوار است و از سوراخ سنگ زبرین گذرد و سنگ زبرین بر آن دور زند. آهن یا چوب وسط آسیای دستی و آسیای آبی . (یادداشت مؤلف ). || چاهها که از هَرَنج یعنی مظهر قنات تا مادرچاه کنده می شود. سوراخ قنات . (یادداشت مؤلف ). || سمت و عمق چاه تا آنگاه که عمودی ومستقیم است . چون کج و مخروط شود در زیر، انبار گویند و چون افقی گردد در زیر، آن را کوره نامند. (یادداشت مؤلف ). || رشته ٔ باریکی زیر پرچم در گلها . (لغات فرهنگستان ). مفتول rod, bar, shaft, beam, probe, stem, shank, axle, arbor, pintle, fust, pivot, axis, pillar, scape, spit, stalk, style, tige, virgule قضيب، قصبة، عود، صولجان، صنارة صيد، مسدس، ذكر، العصوية جرثومة، القصبة مقياس للطول، عصا kamış tige stange vara asta چوب، عصا، میل، ترکه، برق گیر، بار، مانع، شمش، تیر، خط، محور، استوانه، چاه، بدنه، پرتو، شعاع، شاهین ترازو، تیغ، تیرعمارت، کاوشگر، کاوش، تحقیق، رسیدگی، میله استحکام، ساقه، ریشه، تنه، گردنه، دنباله، ساق پا، درشت نی، قصبه کبری، چرخ، چرخه، اسه، دنده، تاکستان، باغ میوه، چمن، الت مردی، ذکر، لولا، پاشنه، مدار، محور چرخ، قطب، محور تقارن، مهره اسه، ستون، رکن، پایه، ارکان، جرز، فرار، سابقهپر، وسیله فرار، هوس، تف، سیخ، بزاق، شمشیر، رطوبت، ساق، خرام، چیزی شبیه ساقه، سبک، شیوه، روش، استیل، سلیقه، علامتی تقسیم، اریبی
کلمه "میله" در زبان فارسی به معنای یک حالت باریک و بلند است که در اشیاء مختلف کاربرد دارد. در اینجا به چند نکته دربارهی قواعد نگارشی و استعمال این کلمه اشاره میکنم:
نوشتار صحیح: کلمه "میله" به این شکل صحیح نوشته میشود و در فارسی بدون هیچ تغییراتی باقی میماند.
تلفظ: تلفظ صحیح آن "میله" است و به دو سیلاب تقسیم میشود: می - له.
استفاده در جملات: این کلمه میتواند به عنوان اسم در جملات به کار برود. به عنوان مثال:
"میله آهنی در ساخت پل استفاده میشود."
"کودکان با میلههای رنگی بازی میکنند."
جمعسازی: جمع این کلمه به صورت "میلهها" است. مثلاً:
"میلهها در بازار موجود بودند."
نقش در جمله: "میله" معمولاً به عنوان اسم فاعل، مفعول یا متعلق به جملات مورد استفاده قرار میگیرد.
نگارش صحیح: در نوشتار رسمی و ادبیات، باید به قوانین نگارشی توجه کنید. به عنوان مثال، در متنهای رسمی از علامتگذاری صحیح، جملهبندی مناسب و استفاده درست از حروف بزرگ و کوچک استفاده کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید به خوبی از کلمه "میله" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
میله آهنی که در باغچه قرار دارد، به عنوان تکیهگاه برای گلهای رونده عمل میکند.
در هنگام تمرین بدنسازی، از میله برای افزایش قدرت و استقامت استفاده میکنیم.
بچهها با استفاده از میلههای رنگی، بازیهای جذابی در پارک ترتیب دادند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر