شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

meymun
monkey  |

میمون

معنی: میمون . [ م َ مو / م ِ مو ] (اِ) بوزینه . (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). جانوری است معروف و آن برزخ است میان انسان و حیوان غیرناطق . (برهان ). میمونها خود راسته ای را از پستانداران تشکیل میدهند شکل دست و پای آنها شبیه دست انسان است از اینجهت آنها را «چهاردستان » گویند. در بسیاری صفات جسمانی مخصوصاً از نظر دندان بندی به انسان شباهت دارند و عموماً به زندگی روی درختان عادت دارند. میمونها شامل اقسام آدم نماها (شمپانزه ، گوریل ، اورانگ اوتان ، ژیبون ) و میمونهای دم دار (میمونهای قاره ٔ قدیم و میمونهای قاره ٔ جدید) است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). مهنانه . (ناظم الاطباء). بوزنه . (آنندراج ) (غیاث ). انتر. (فرهنگ نظام ). قرد. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (ملخص اللغات ). کپی حمدونه . گپی . میمونها پستاندارانی از راسته ٔ پریمات ها (نخستینان ) هستند که داری صورت نسبةً پهن و انگشتان ناخن دار میباشند و اغلب گونه های آنها بدون پوزه است و دارای پستانهای کاملاً سینه ای مشخصند. میمونها معمولاً به زندگی روی درخت عادت دارند و شکل دست و پای آنها شبیه دست انسان است و چون انگشت شست پاهای آنها مانند انگشت شست دست در مقابل سایر انگشتان قرار گرفته بدینجهت با پاهای خود نیز میتوانندمانند دست ها اشیاء را بگیرند از این رو آنها را چهاردستان نیز گویند. میمونها همه چیز میخورند و در بسیاری از صفات خصوصاً از نظر وضع دندان بندی به انسان شباهت دارند. میمونها پستاندارانی عالی و باهوشند و از لحاظ تقسیم بندی جانوری بلافاصله بعد از انسان قرار دارند و دارای زندگی اجتماعی میباشند. جنس ماده در هر دفعه یک نوزاد به دنیا می آورد و ندرتاً ممکن است دوقلو بزاید مادر از نوزادش تا سن بلوغ بخوبی محافظت میکند و در اکثر گروهها جنس نر نیز با شجاعت بی نظیر از خانواده اش دفاع میکند. میمونها را به سه دسته تقسیم می کنند: 1- میمونهای با منخرین فاصله دار ، این میمونها مخصوص جنوب قاره ٔ جدید (امریکای جنوبی ) میباشند. سوراخهای بینی آنها از همدیگر دور هستند و جدار ضخیمی آنها را از هم جدا میکند. دم این دسته از میمونها دراز و گیرنده است . میمونهای مزبور هنگام غروب بطور دسته جمعی حرکت میکنند وزوزه های موحش بلند میکشند. نمونه ٔ این دسته از میمونها می ستس (میست ) میباشد.2- میمونهای با منخرین نزدیک ، جدار حد فاصل بین منخرین این دسته از میمونها نازک است و دم آنها کوتاه تر از افراد دسته ٔ قبل میباشد و گیرنده نیست . فرمول دندان آنها شبیه انسان است .نمونه ٔ این دسته از میمونها انتر (عنتر) است که در آسیا میزید. 3- میمونهای آدم نما ، این دسته از میمونها از لحاظ صفات تکاملی از سایر میمونها جلوترند و در سلسله ٔ جانوری از لحاظ تکامل اندامها و وضع نیمکره های مغزی بلافاصله بعد از انسان قرار دارند. میمونهای آدم نما بدون دم هستند. از نمونه ٔ این دسته یکی اورانگوتان است که در جزایر سُند میزید و دیگر شمپانزه است که محل زیستش در افریقاست ، دیگر گوریل است که آنهم مخصوص افریقا است و بالاخره ژیبون که در جزایر سوماترا و هندوستان میزید. (از لاروس بزرگ و دائرة المعارف کیه ) :
کند از خست او همی پنهان
همچو میمون نخود در آکپ خویش .
خسروانی .
- مثل میمون ؛ زشت . کریه .
- امثال :
میمون در حمام بچه اش را زیر پاش می گذارد .
میمون را کون سوخت بچه را به زیر گرفت .
میمون کونش بر زمین سوخت بچه اش را زیر کون گذاشت . (فرهنگ نظام ).
میمون که به تنگ می آید بچه ٔ خودرا زیر کون می گذارد . (آنندراج ).
میمون هرچه زشت تر است بازیش بیشتر است . (فرهنگ نظام ).
... ادامه
932 | 0
مترادف: 1-اسم 2- باشگون، خجسته، خجسته پي، خوش شگون، خوش قدم، سعد، فرخ، فرخنده، مبارك، مبارك پي، مسعود، نيك پي، همايون
متضاد: بدشگون، بديمن 1- بوزينه، حمدونه، چز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی: مَیمون، جمع: میامین]
مختصات: ( ~.) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: meymun
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 146
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
monkey | ape , puggy , jackanapes , anthropoid , man-ape , the monkey
ترکی
maymun
فرانسوی
singe
آلمانی
affe
اسپانیایی
mono
ایتالیایی
scimmia
عربی
قرد | سعدان , النسناس , أنثى القرد , ولد مؤذي , سخر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "میمون" در زبان فارسی به معنی نوعی حیوان پستاندار است و در نوشتار و گفتار به صورت‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در اینجا به بعضی از قواعد و نکات نگارشی و زبانی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نوشتار صحیح: کلمه "میمون" به این صورت که هست نوشته می‌شود و هیچ گونه املای دیگری ندارد.

  2. تلفظ: این واژه به صورت "میمون" تلفظ می‌شود. توجه به تلفظ صحیح برای انتقال معنا مهم است.

  3. نقش دستوری:

    • می‌توان به عنوان اسم خاص یا عام از آن استفاده کرد. مثلاً می‌توان گفت: "میمون سرگرم بازی است."
    • می‌تواند به عنوان فاعل، مفعول و یا مضاف الیه در جملات به کار رود.
  4. جمع‌سازی: جمع "میمون" به صورت "میمون‌ها" است. مثلاً: "یک گروه میمون‌ها در پارک بازی می‌کنند."

  5. سایر ترکیبات: این کلمه می‌تواند در ترکیب با دیگر کلمات قرار گیرد، مانند "میمون برفی" یا "میمون وحشی".

  6. مجاز و کنایه: در زبان فارسی، ممکن است از کلمه "میمون" به صورت مجاز یا کنایه‌آمیز برای اشاره به ویژگی‌های خاص یا رفتارهای انسانی استفاده شود.

با توجه به موارد بالا، کلمه "میمون" یکی از واژه‌های ساده ولی در عین حال پرکاربرد در زبان فارسی است که می‌تواند به شیوه‌های مختلفی مورد استفاده قرار گیرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. میمون‌ها به خاطر حرکات بالدار و بازیگوشی‌هایشان همیشه توجه کودکان را جلب می‌کنند.
  2. در باغ وحش، میمون‌ها با یکدیگر بازی می‌کنند و تماشاچیان را سرگرم می‌سازند.
  3. در افسانه‌های قدیمی، میمون‌ها نماد هوش و زیرکی بودند و داستان‌های جالبی دربارهٔ آن‌ها وجود دارد.

واژگان مرتبط: بوزینه، جلف، ادم خودساز، میمون ادم نما، عنتر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری