جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: میهمان . (ص ، اِ) مهمان . ضیف . مقابل میزبان . (یادداشت مؤلف ) : کسی رابدین دشت پیکار نیست همان میهمان نزد کس خوار نیست . فردوسی . نهان گفت دایه بدان مهرجوی که این میهمان چون فتادت بگوی . فردوسی . ز ترک و چگل خواست چاچی کمان به جم گفت ای نامور میهمان . فردوسی . درش استوار از پی او ببست که تا میهمانش کند استوار. عنصری . خورش نه بر میهمان گونه گون مگویش از این کم خور و زین فزون . اسدی . بخور زود از او میهمان وار سیر که مهمان نماند به یک جای دیر. اسدی . گفت منم آشنا گرچه نخواهی صداع گفت منم میهمان گرچه نکردی طلب . خاقانی . استخوان پیشکش کنم غم را زانکه غم میهمان سگ جگر است . خاقانی . چند بر گوساله ٔ زرین شوی صورت پرست ؟! چند بر بزغاله ٔ پرزهر باشی میهمان ؟! خاقانی . هر شب که به صفه های افلاک صفها زده میهمان ببینم . خاقانی . در آب چشمه سار آن شکر ناب ز بهر میهمان می ساخت جلاب . نظامی . ور رسیدی میهمان روزی ترا هم بیاسودی اگر بودیت جا. مولوی . گفتند میهمانی عشاق می کنی سعدی به بوسه ای ز لبت میهمان توست . سعدی . - میهمان آمدن ؛ میهمان شدن . مهمان شدن : تاکه آن سلطان به خان ماهی آمد میهمان خازنان بحر دُر بر میهمان افشانده اند. خاقانی . و رجوع به ترکیب مهمان شدن و مهمان آمدن در ذیل مهمان شود. - میهمان کردن ؛ مهمان کردن . به مهمانی دعوت نمودن . به ضیافت خواندن : وقت را از ماهی بریان چرخ روز نو را میهمان کرد آفتاب . خاقانی . - میهمان ناخوانده ؛ مهمان که بی دعوت آید. - امثال : اول برو به خانه سپس میهمان طلب . (امثال و حکم دهخدا). میهمان سخت عزیز است ولی همچو نفس خفقان آرد اگر آید و بیرون نرود. ؟ (امثال و حکم دهخدا). هدیه دان میهمان ناخوانده . سنائی (از امثال و حکم دهخدا). رجوع به مهمان و ترکیبات آن شود. ضيف، مهمان ميزبان the guest الضيف misafir invité gast invitado ospite
کلمه "میهمان" در زبان فارسی به معنای فردی است که به خانه یا مکان دیگری وارد میشود و معمولاً برای مدتی در آنجا میماند. در اینجا به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
ارسال و نوشتار صحیح:
شکل صحیح این کلمه "میهمان" است، اما در برخی مناطق این کلمه را به شکل "مهمان" نیز مینویسند. با این حال، "میهمان" فرم استاندارد و صحیح آن است.
حرفهای نوشتن:
در متون رسمی و ادبی، استفاده از کلمه "میهمان" بهعنوان یک واژه مؤدب و محترمانه شناخته میشود.
تلفظ:
کلمه "میهمان" به صورت [mīːhɒːn] تلفظ میشود. توجه به تلفظ درست این کلمه در مکالمات مهم است.
استفاده در جملات:
این کلمه معمولاً بهعنوان اسم به کار میرود و میتواند نقش فاعل، مفعول یا مکمل را در جملات ایفا کند.
مثال: "میهمان امروز به خانه ما آمد."
جمعبندی:
جمع "میهمان" در فارسی "میهمانان" است.
مثال: "میهمانان در مراسم حاضر بودند."
نگارش صحیح:
بهدلیل وجود پیشوند "می-" در این کلمه، باید دقت کرد که این پیشوند با کلمه ترکیب شده و بهصورت یکجا نوشته شود.
این نکات میتوانند در درک بهتر و استفاده صحیح از کلمه "میهمان" در نگارش و مکالمه کمک کنند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در سال جدید، ما تصمیم داریم که هر ماه یک میهمان ویژه برای شام دعوت کنیم.
میهمانان ما با خوشحالی به خانهمان آمدند و شب خاطرهانگیزی را برایمان رقم زدند.
هنگام ورود میهمان، ما با گل و شیرینی از او استقبال کردیم تا احساس راحتی کند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر