جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ناقص . [ ق ِ ] (اِخ ) بدین لقب نامیده شد خلیفه ابوخالد یزیدبن ولیدبن عبدالملک مروان قرشی اموی . وی به سال 126 هَ . ق .در دمشق به خلافت نشست و چهارده سال خلافت کرد. (از الانساب سمعانی ص 551). رجوع به یزیدبن ولید در این لغت نامه و نیز رجوع به جهانگشای جوینی ج 2 ص 264 شود. 1- آهمند، عيبناك، معيوب، ويدا
2- غيركامل، كم، ناتمام، نارسا كامل imperfect, incomplete, defective, faulty, malformed, sketchy, fragmentary, half, rudimentary, incorrect, mutilate, manque, imperfective, roughcast, skimpy, half-baked, stickit ناقص، منقوص، غير تام، مطفف، ذو عيب، الماضي الناقص قواعد، ناقص من الوجهة القانونية، صيغة الماضي الناقص، غير كامل kusurlu imparfait unvollkommen imperfecto imperfetto ناکامل، از بین رفتنی، نا تمام، غیر کافی، انجام نشده، معیوب، معلول، دارای کمبود، مقصر، عیبناک، نکوهیده، زده، ناهنجار، بدشکل، بدریخت، عاری از جزئیات، از روی عجله، سطحی، پاره پاره، جزء جزء، شکسته، ریز شده، بی ربط، ابتدایی، اولیه، بدوی، غلط، غیر صحیح، نا درست، نا صحیح، ناراست، قلب و تحریف شده، اندوده به شن و اهک، نحیف، لئیم، قلیل، خسیس، اندک، نیم پخته، ناپخته، خل، بی تجربه، خام، شکست خورده، خراب، بد
ناقص|منقوص , غير تام , مطفف , ذو عيب , الماضي الناقص قواعد , ناقص من الوجهة القانونية , صيغة الماضي الناقص , غير كامل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ناقص" در زبان فارسی به معنای "کامل نبودن" یا "برخی اجزاء را نداشتن" است. در نوشتار و نگارش فارسی، برای استفاده از این کلمه و کاربردهای مرتبط با آن، نکات زیر را میتوان مد نظر قرار داد:
نحو و ساختار جملات:
"ناقص" معمولاً به عنوان صفت برای توصیف یک اسم استفاده میشود. به عنوان مثال: "این طرح ناقص است" یا "گزارش ناقص ارائه شد".
جایگاه"ناقص" در جملات:
معمولاً قبل از اسمهایی که توصیف میکند، قرار میگیرد: "کتاب ناقص"، "معلومات ناقص".
استفاده در ترکیبات:
میتوان به عنوان بخشی از ترکیبات مختلف به کار رود: "کلام ناقص"، "دادههای ناقص".
مضامین و معانی:
این کلمه میتواند به جنبههای مختلفی از جمله علمی، ادبی یا هنری اشاره داشته باشد. به عنوان مثال: "این شعر ناقص است" یا "تحقیق ناقص انجام شده است".
نکات نگارشی:
در نگارش، دقت کنید که "ناقص" به درستی در جمله و متن قرار گیرد و از نظر قواعد دستور زبان فارسی به درستی عمل کند.
همچنین هنگام استفاده از واژههایی مانند "ناقص"، توجه به زمینه و مفهوم کلی جمله اهمیت دارد تا از ابهام جلوگیری شود.
توجه به این نکات میتواند به بهبود نگارش و فهم بهتر متنهای فارسی کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
اطلاعات ارائه شده در ارائهاش ناقص بود و نیاز به تحقیقات بیشتری داشت.
پروژهی ناتمام او به دلیل زمان محدود، به صورت ناقص باقی مانده است.
کتابی که خواندم، برخی از فصولش ناقص بود و نتوانست داستان را به خوبی منتقل کند.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: ناکامل، از بین رفتنی، نا تمام، غیر کافی، انجام نشده، معیوب، معلول، دارای کمبود، مقصر، عیبناک، نکوهیده، زده، ناهنجار، بدشکل، بدریخت، عاری از جزئیات، از روی عجله، سطحی، پاره پاره، جزء جزء، شکسته، ریز شده، بی ربط، ابتدایی، اولیه، بدوی، غلط، غیر صحیح، نا درست، نا صحیح، ناراست، قلب و تحریف شده، اندوده به شن و اهک، نحیف، لئیم، قلیل، خسیس، اندک، نیم پخته، ناپخته، خل، بی تجربه، خام، شکست خورده، خراب، بد
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر