جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نامور. [ نام ْ وَ ] (ص مرکب ) (از: نام + ور، پسوند اتصاف و دارندگی ، از مصدر بر: بردن ). (حاشیه ٔ برهان قاطعچ معین ). نام آور. خداوند نام و آوازه . مشهور. معروف . (برهان قاطع) (آنندراج ). مخفف نام آور. کسی که به دلیری یا دانش یا نیکی شهرت یافته باشد. (فرهنگ نظام ). معروف . مشهور. دارای نام نیک و آوازه . (ناظم الاطباء). بلندنام . بانام . نامی . شهره . مشتهر : بر مرکب شاهان نامور یوز از بس هنر آمد به کوه و صحرا. ناصرخسرو. نام قضا خِرَد کن و نام قَدَر سخن یاد است این سخن ز یکی نامور مرا. ناصرخسرو. درویش رفت و مفلس جمشید از جهان درویش رفت خواهی اگر نامور جمی . ناصرخسرو. مفخر شاهان به تواناتری نامور دهر به داناتری . نظامی . هر ناموری که او جهان داشت بدنام کنی ز همرهان داشت . نظامی . حال جهان بین که سرانش که اند نامزد نامورانش که اند. نظامی . بس نامور به زیر زمین دفن کرده اند کز هستیش به روی زمین یک نشان نماند. سعدی . - نامور شدن و نامور گشتن ؛ شهرت یافتن . مشهور و معروف شدن : خاک روبی است بنده خاقانی کز قبول تو نامور گردد. خاقانی . وگر نامور شد به ناراستی دگر راست باور ندارند از او. سعدی . || گرامی . ممتاز. ارزنده . باارزش . نفیس . نامدار : نامور تیغم با جوهر نور ظلمت ننگ نگیرم پس از این . خاقانی . چندین درخت نامور که خدای تعالی آفریده است همه میوه دار. (گلستان ). آن پیک نامور که رسید از دیار دوست آورد حرزجان ز خط مشکبار دوست . حافظ. اسمي، بنام، سرشناس، شهره، شهير، مشهور، معروف، نام آور، نامدار، نامي گمنام namor نامور namor namor namor namor namor
کلمه "نامور" به معنای "مشهور" یا "معروف" است و در زبان فارسی به عنوان یک صفت استفاده میشود. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر را میتوان مورد توجه قرار داد:
نوشتن صحیح: کلمه "نامور" همیشه با حروف فارسی نوشته میشود و در نوشتار به طور کامل و بدون اشتباه املایی باید به کار برده شود.
جنسیت کلمه: "نامور" یک صفت است و میتواند برای توصیف اشخاص یا اشیا و مکانها به کار رود. بهعنوان مثال:
او یک هنرمند نامور است.
این کتاب توسط یک نویسنده نامور نوشته شده است.
توافق با اسم منصوب: هنگامی که "نامور" به عنوان صفت در کنار اسم قرار میگیرد، باید با اسم مورد نظر از نظر تعداد و جنسیت توافق داشته باشد. به عنوان مثال:
یک شاعر نامور
چند شاعر نامور
استفاده در جملات: "نامور" میتواند در جملات مختلف استفاده شود. به عنوان مثال:
او به خاطر آثارش به عنوان یک شخصیت نامور شناخته میشود.
در تاریخ ادبیات، نامورترین شاعران فارسی فردوسی و حافظ هستند.
فعلهای مربوط: میتوانید از فعلهای مربوط به "نامور" برای توصیف وضعیت یا فعالیت افراد مشهور استفاده کنید. به عنوان مثال:
او در مراسمی که به افتخار شخصیتهای نامور برگزار شد، سخنرانی کرد.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "نامور" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
پدر بزرگم یک فرد نامور در محله بود و همه او را به خوبی میشناختند.
او به عنوان یک نویسنده نامور در زمینه ادبیات فارسی شناخته میشود و آثارش همیشه مورد استقبال مردم قرار میگیرد.
در این جشنواره، هنرمندان ناموری از سراسر کشور حضور دارند و به معرفی آثار خود میپردازند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر