شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

no(a)xostin
first  |

نخستین

معنی: نخستین . [ ن ُ خ ُ / ن َ خ ُ ] (ص نسبی ) اولین . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). اول . پیشین . (فرهنگ نظام ). نخست . اول . (آنندراج ). مقابل پسین . اولی ̍. اولیه . اولی :
آن روز نخستین که ملک جامه ش پوشید
بر کنگره ٔ کوشک بُدم من چو غلیواج .
ابوالعباس عباسی .
نخستین خدیوی که کشور گشود
سر پادشاهان کیومرث بود.
فردوسی .
نخستین چوکاوس باآفرین
کی آرش دوم بُد سوم کی پشین .
فردوسی .
نخستین ِ خلقت پسین ِ شمار
توئی خویشتن را به بازی مدار.
فردوسی .
گویند نخستین سخن از نامه ٔ پازند
آن است که با مردم بداصل مپیوند.
لبیبی .
مرا ده ساقیا جام نخستین
که من مخمورم و میلم به جام است .
منوچهری .
ز جانش خوشتر آمد عشق رامین
چه خوش باشد به دل یار نخستین .
فخرالدین اسعد.
نباشد یار چون یار نخستین
نه هر معشوق چون معشوق پیشین .
فخرالدین اسعد.
این نخستین خدمت است که فرزندتو را فرموده شد. (تاریخ بیهقی ص 383). بای تکین ... هم نخستین غلام بود امیر محمود را. (تاریخ بیهقی ).
زیراکه پل است خویشتن را
در راه سفر خر نخستین .
ناصرخسرو.
چون که رسد بر سرت آن ساده مرد
گو زقدمگاه نخستین بگرد.
نظامی .
میان ما و شما عشق در ازل بوده ست
هزار سال برآید همان نخستینی .
سعدی .
- صبح نخستین ؛ صبح نخست . صبح کاذب . دم گرگ . ذنب السرحان . فجر کاذب . بام بالا. فجر اول :
منم آن صبح نخستین که چو بگشایم لب
خوش فروخندم و خندان شدنم نگذارند.
خاقانی .
از آن صبح نخستین بی فروغ است
که لاف روشنی از وی دروغ است .
جامی .
- نخستین مایه ؛ ماده ٔ اولی .
- نور نخستین :
نور نخستین شمار و صور پسین دان
روح و جسد را به هم هوای صفاهان .
خاقانی .
دانش از نور نخستین است و چون صور پسین
صورت انصاف در آخرزمان انگیخته .
خاقانی .
|| (ق ) بار اول . در آغاز. در ابتدا. اول . دفعه ٔ اول :
بیاورد گنجی درم صدهزار
ز گنجی که بود از پدر یادگار
سه یک زآن نخستین به درویش داد
پرستندگان را درم بیش داد.
فردوسی .
چو آئی به کاخ فریدون فرود
نخستین ز هر دو پسر ده درود.
فردوسی .
نخستین که آتش ز جنبش دمید
ز گرمیش پس خشکی آمد پدید.
فردوسی .
نخستین ز تور اندرآمد بدی
که برخاست زو فره ٔ ایزدی .
فردوسی .
نخستین پند خود گیر از تن خویش
وگرنه نیست پندت جز که ترفند.
ناصرخسرو.
ز دست ناوک اندازان چشمت
نخستین ضربتی بر جان می آید.
خاقانی (دیوان چ سجادی ص 598).
نخستین به عتاب حجاب درآمدند و به شکوی و رسم نوحت و ندبت سخن بدانسوی گفتند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 455).
نخستین یافت باید چون بیابی
چو گم کردی سوی جستن شتابی .
عطار.
|| فَلَمّا. (یادداشت مؤلف ). چون آنگاه : نخستین که از پیغمبر فارغ شدند اسامه را به غزوفرستادند. (مجمل التواریخ و القصص ).
... ادامه
835 | 0
مترادف: آغازين، اولين، يكم، يكمين
متضاد: آخرين
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) ‹نخستینه›
مختصات:
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: noxostin
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1170
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
first | initial , primary , prime , premier , premiere , incipient , the first
ترکی
ilk
فرانسوی
la première
آلمانی
der erste
اسپانیایی
la primera
ایتالیایی
il primo
عربی
الأول | أول , أولى , أولي , أولا , في البداية , في بداية , البداية , غرة مطلع , السرعة الأولى , أولاً
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نخستین" در زبان فارسی به معنای "اولین" یا "اول" است و می‌تواند به عنوان صفتی برای توصیف چیزی که در رتبه یا ترتیب اول قرار دارد، استفاده شود. در ادامه به برخی از قواعد نگارشی و استفاده‌های این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. جایگاه کلمه: "نخستین" معمولاً قبل از اسم می‌آید. مثلاً:

    • نخستین کتابی که خواندم…
    • نخستین بار است که می‌آیم…
  2. تطابق: این کلمه از نظر جنس و تعداد با اسم‌هایی که توصیف می‌کند، باید همخوانی داشته باشد. مثلاً:

    • نخستین مردی که…
    • نخستین زن در تاریخ…
    • نخستین روزها (جمع)
  3. نوشتار: کلمه "نخستین" با "ن" و "خ" و "س" نوشته می‌شود و باید توجه داشت که املای آن به دقت رعایت شود.

  4. نوشته‌ها و محاوره‌ها: "نخستین" را می‌توان در نوشته‌های رسمی، ادبی، علمی و غیره استفاده کرد و در محاوره‌ها می‌توان به "اولین" نیز اشاره کرد، اما "نخستین" رنگ و بویی ادبی‌تر به جملات می‌بخشد.

  5. مفاهیم مرتبط: از "نخستین" می‌توان در بیان زمان، رتبه، و حتی در اصطلاحات مختلف استفاده کرد، به‌خصوص در تاریخ، ادبیات و علوم.

برای استفاده درست از این کلمه، مهم است که به بافت جمله و معنا دقت شود تا بهترین کاربرد آن صورت گیرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. نخستین روز مدرسه همیشه پر از هیجان و امید است.
  2. او به عنوان نخستین فرد در خانواده‌اش به دانشگاه پذیرش شد.
  3. نخستین بار که به این شهر سفر کردم، از زیبایی‌های آن شگفت‌زده شدم.

واژگان مرتبط: اولین، اول، نسختین، ابتدایی، بدوی، اغازی، اولیه، اصلی، مقدماتی، عمده، نخست، برجسته، برتر، والاتر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری