جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ندار. [ ن َ ] (نف مرکب ) ندارنده . که ندارد. مقابل دارنده . رجوع به دارنده شود. || نادار. ندارنده . نادارنده . فقیر. تهیدست . بی بضاعت . ارزانی . بی نوا. مقابل دارنده و دارا. - با همدیگر ندار بودن ؛ در تداول ، رایگان بودن . شریک بودن در منافع. صمیمی بودن . صفا داشتن . رفاقت داشتن . یکی بودن . - || در اصطلاح قمار، ندار بودن دو قمارباز در حلقه ٔ بازی آن است که روی دست همدیگر «توپ » نزنند و با یکدیگر برد و باختی نداشته باشند، از هم نبرند و به هم نبازند. - امثال : از نداربگیر بده به دارا، نظیر: از نخورده بگیر بده به خورده . 1- بيچاره، بي چيز، بي نوا، تنگدست، تهيدست، فقير، گدا، مفلس، مفلس
2- بي آلايش، صادق، صاف، يكرنگ دارا have, possess, own, bear, relieve, don't have ملك، اضطر، حاز، تضمن، اشتمل، يملك fakir pauvre arm pobre povero داشتن، دارا بودن، گذاشتن، رسیدن به، دانستن، کردن، متصرف بودن، در تصرف داشتن، دارا شدن، متصرف شدن، مال خود داشتن، اقرار کردن، حمل کردن، زاییدن، بردن، تاب اوردن، تحمل کردن، تخفیف دادن، خلاص کردن، کمک کردن، تسلی دادن، بر کنار کردن
... ادامه
579|0
مترادف:1- بيچاره، بي چيز، بي نوا، تنگدست، تهيدست، فقير، گدا، مفلس، مفلس
2- بي آلايش، صادق، صاف، يكرنگ
کلمه "ندار" در زبان فارسی به معنی "نداشتن" یا "عدم وجود" است و شکل فعلی آن به کار میرود. در اینجا به برخی از نکات نگارشی و گرامری مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
افعال حال استمراری: "ندار" به شکل حال استمراری به کار میرود و نشان میدهد که فعل در حال حاضر اتفاق میافتد. مثلاً: "من هیچ چیزی ندارم."
جملههای منفی: برای منفی کردن جملات میتوان از "ندار" استفاده کرد. مثلاً: "او کتابی ندارد."
استفاده با قید زمان: میتوان "ندار" را با قید زمان همراه کرد تا تأکید بیشتری بر زمان نداشتن چیزی به کار برد. مثلاً: "من دیروز هیچ پولی نداشتم."
صرف فعل: این کلمه در زمانهای مختلف تغییر شکل میدهد. مثلاً:
ماضی: نداشت (ندار در گذشته)
آینده: نخواهم داشت (ندار در آینده با "نخواهم")
حضور در جملات پرسشی: میتوان از "ندار" در سوالات نیز استفاده کرد. مثلاً: "آیا او چیزی ندارد؟"
ترکیبها: کلمه "ندار" ممکن است با دیگر کلمات ترکیب شود، مثلاً "ندار بودن".
آشنایی با این نکات به فهم و استفاده صحیح از این کلمه کمک میکند. اگر سوال خاصی درباره کاربرد این کلمه دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من امروز هیچ کاری ندارم و میتوانم استراحت کنم.
او در این مسابقه هیچ فرصتی ندارد و باید تلاش بیشتری کند.
کتابی که دنبالش بودم در کتابخانه ندارم و باید از دوستام قرض بگیرم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: داشتن، دارا بودن، گذاشتن، رسیدن به، دانستن، کردن، متصرف بودن، در تصرف داشتن، دارا شدن، متصرف شدن، مال خود داشتن، اقرار کردن، حمل کردن، زاییدن، بردن، تاب اوردن، تحمل کردن، تخفیف دادن، خلاص کردن، کمک کردن، تسلی دادن، بر کنار کردن