جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نداف . [ ن َدْدا ] (ع ص ) پنبه زن . (دهار) (مهذب الاسماء) (آنندراج )(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). حلاج . (ناظم الاطباء). محلوج کننده . (فرهنگ خطی ). پنبه بز. پنبه وز. واخنده . نفاش . (یادداشت مؤلف ) : قحبه زنکت آنچه به نداف دهد هر لحظه ز قحبگی به دفاف دهد. ؟ (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). کهسار که چون رزمه ٔ بزاز بد اکنون گر بنگری از کلبه ٔ نداف ندانیش . ناصرخسرو. وآن ابر همچو کلبه ٔ ندافان اکنون چو گنج لؤلؤ مکنون است . ناصرخسرو. باغی که بد از برف چو گنجینه ٔ نداف بنگرْش ز دیبای محلق شده چون شوش . ناصرخسرو. رخصت است به مذهب همه ٔ مسلمانان که بعد از سلام جولاهه و کفشگر و نداف مؤمن را دعا گویند. (کتاب النقض ص 648). بر امید آنکه مگر ندافان زمستان لشکر پادشاه راپنبه کنند. (جهانگشای جوینی ). در ولایت هرات دهی است چرخ نام قاضی آنجا به خانه ٔ ندافی رفته بود و شراب خورده . (منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص 158). || عَوّاد. عودزن . عودنواز. || کثیرالاکل . (المنجد). پرخور. پنبه زن، حلاج nadaf nadaf nadaf nadaf nadaf nadaf
کلمه "نداف" به معنای شخصی است که فعالیتهای مربوط به ندادن یا عدم پذیرش را انجام میدهد و گاهی به عنوان اسمی عام به کار میرود. در زبان فارسی، علاوه بر معنا، نکات نگارشی و نحوی نیز برای استفاده صحیح از این کلمه وجود دارد:
جنس و جمع: "نداف" به لحاظ جنسیت در زبان فارسی جنس مذکر دارد، اما در مواردی ممکن است برای بیان مفهوم کلی به کار رود و شامل زنان نیز شود. جمع آن به شکل "ندافان" است.
نحوه نوشتن: این کلمه باید با دقت نوشته شود و از املای صحیح آن (نداف) اطمینان حاصل کنید.
کاربردها: کلمه "نداف" ممکن است در جملات مختلف به عنوان اسم یا صفت به کار برود. مثال: "او یک نداف ماهر است."
نکات نگارشی:
هرگاه در نوشتار از این کلمه استفاده میشود، باید توجه داشت که جملات به صورت صحیح و روان نوشته شوند.
رعایت ترتیب و ساختار جمله مهم است تا معنی به درستی منتقل شود.
فعلهای مرتبط: ممکن است با این کلمه افعال خاصی بر اساس متن و زمینه استفاده شود. برای مثال، "ندافیدن" به معنای فعالیت مربوط به ندادن است.
در نهایت، استفاده از این کلمه باید با توجه به زمینه و موضوع سخنرانی یا نوشتار باشد تا مفهوم به وضوح قابل فهم باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
نداف ماهر در هنر گلیم بافی، همیشه جدیدترین طرحها را با ذوق و سلیقه خود خلق میکند.
در شهر ما، یک مغازهی عرفانی به نام "نداف" وجود دارد که در آن بهترین نمدها و گلیمهای سنتی به فروش میرسد.
من همیشه تحت تأثیر کارهای هنری نداف هستم و هر بار که آثارش را میبینم، به دقت و دقت او پی میبرم.