شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

nedi
give  |

ندی

معنی: ندی . [ ن َ دا ] (ع اِ) خاک نمناک . (منتهی الارب ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). ثَری ̍. (اقرب الموارد) (از المنجد). || نم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (دهار). تری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ثاد. نداوت . ندوت . رطوبت . بلل . ج ، انداء، اندیة. || تری روز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). تری روز مانند شبنم و باران . (ناظم الاطباء). شبنم . ژاله . ما اصاب من بلل و بعضهم یقول ما سقط آخر اللیل واما الذی یسقط اوله فهو السدی . || باران .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || پیه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چربی . (ناظم الاطباء). شحم . (اقرب الموارد) (از المنجد). || پایان چیزی و نهایت آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). غایت . (از اقرب الموارد). || چیزی است که بدان بوی خوش کنند مانند بخور. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از آنندراج ). چیزی که بدان بوی خوش کنند و بخور دهند. (ناظم الاطباء). ج ، انداء، اندیة. || بلندآوازی . (منتهی الارب ). بلندی آواز. (آنندراج ). بلندی آواز و دوری آن . (ناظم الاطباء). || دهش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بخشش . (ناظم الاطباء).جود. (اقرب الموارد) (المنجد). فضل . خیر. (المنجد).عطاء. (از منتهی الارب ). سخا. جوانمردی :
آمد آن اصل شرع و شاخ هدی
آمد آن برگ عقل وبار ندی .
بوالفرج .
|| علف . (منتهی الارب ) (آنندراج ). علف تازه . (ناظم الاطباء). کلأ. (اقرب الموارد) (از المنجد). گیاه . || (مص ) نمناک و تر شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نمگن شدن . (زوزنی ). تر شدن . (دهار). || از دور آواز کردن کسی را. (ناظم الاطباء). || جود کردن . (زوزنی ). جوانمردی کردن . (دهار).
... ادامه
531 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [مٲخوذ از عربی، مُمالِ نداء] [قدیمی]
مختصات: (نَ دا) [ ع . ]
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 64
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
give | grant , admit , impute , render , concede , mete , pay , afford , endue , hand , indue , come through , don't see
عربی
منح | أعطى , دفع , وهب , خصص , كشف نفسه , يعطي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «ندی» در زبان فارسی می‌تواند به صورت‌های مختلفی مورد استفاده قرار گیرد، اما در کل به معنای بلاغتی و زیبای ادبی تلقی می‌شود. قواعد نگارشی وابسته به این کلمه هم شامل موارد زیر است:

  1. استفاده صحیح در جمله: کلمه «ندی» معمولاً در جملات به‌عنوان اسم یا فعل استفاده می‌شود. باید توجه داشته باشید که این کلمه با توجه به ساختار جمله باید در محل مناسب خود قرار گیرد.

  2. نوشتار صحیح: «ندی» باید به درستی و بدون اشتباهات املایی نوشته شود. دقت در نگارش حروف و اعراب‌گذاری نیز اهمیت دارد.

  3. تناسب با سایر کلمات: این کلمه باید با سایر اجزای جمله هماهنگی داشته باشد، به ویژه در جملات توصیفی. برای مثال، باید به جنس و تعداد مورد اشاره توجه ویژه‌ای داشته باشید.

  4. مترادف و متضاد: در صورت نیاز به استفاده از کلمات مترادف یا متضاد، باید توجه داشته باشید که معانی آنها با کلمه «ندی» هم‌راستا باشد.

  5. ادبیات و بلاغت: در متون ادبی، استفاده از کلمات و عبارات زیبا و پرمعنا مهم است. به همین دلیل، کاربرد به جا و صحیح «ندی» می‌تواند به زیبایی متن شما افزوده و موجب درک بهتر مفهوم شود.

در نهایت، با توجه به بافت متن و نوع نوشتار، می‌توانید کلمه «ندی» را به صورت مؤثر و زیبا در جملات خود به کار ببرید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. اگر به من کمک کنی، حتماً نتیجه خوبی خواهیم گرفت، وگرنه وقتی به مشکل برخوردیم، ندی!
  2. در این مسابقه، نباید به حریفان خود ندی و تمام تلاش خود را بکن.
  3. وقتی که به خاطر نرسیدن به موقع کار، احساس ناامیدی کردی، یادت باشد همیشه فرصت دیگری هست و نباید ندی.

واژگان مرتبط: دادن، بخشیدن، ارائه دادن، رساندن، شرح دادن، اعطا کردن، عطاء کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، پذیرفتن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، راضی شدن، نسبت دادن، متهم کردن، بستن، اسناد کردن، تحویل دادن، تسلیم داشتن، ترجمه کردن، در اوردن، واگذار کردن، پیمودن، سهم دادن، اندازه گرفتن، پرداختن، پرداخت کردن، تلافی کردن، پول دادن، کارسازی داشتن، حاصل کردن، تهیه کردن، موجب شدن، از عهده برامدن، استطاعت داشتن، بخشیدن به، پوشیدن، وادار کردن، پوشاندن، کمک کردن، با دست کاری را انجام دادن، اراستن، وقوع یافتن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری