شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

narine
male  |

نرینه

معنی: نرینه . [ ن َ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، اِ مرکب ) نر. مقابل مادینه . (آنندراج ). مذکر. (مهذب الاسماء). نوع مذکر از هرحیوان . (ناظم الاطباء). از قسم نر. از جنس نر. ذَکَر. مذکر. مقابل مادینه : با خدای عزوجل نذر کرده بود و گفته بود که اگر مرا فرزندی نرینه باشد آن را قربان گردانم . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). پس نمرود کسان را برگماشت تا هر زنی که بچه در شکم پدید آمدی چون نرینه بودی آن فرزند را بکشتندی تا به مادر ابراهیم رسید. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). به ترکستان شد به طلب خون سیاوش پدر خویش و هر نرینه یافت اندر ترکستان همی کشت . (تاریخ سیستان ). از تبار مردآویز وشمگیر کس نمانده است نرینه . (تاریخ بیهقی ص 345). و فرزندان اوبیشتر نرینه باشند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و آن روز آدم را... صدوبیست فرزند نرینه بود. (مجمل التواریخ ). روزی با ملک در حرم نشسته بود به جائی که ممکن نبود که هیچ نرینه ای آنجا توانستی رسید. (چهارمقاله ).
به چندین نذر و قربانش خداوند
نرینه داد فرزندی چه فرزند.
نظامی .
درویشی راهمه عمر فرزند نبود، گفت اگر خدای عزوجل مرا فرزندی نرینه دهد... (گلستان ). || گوسپند نر. مقابل مادینه .
... ادامه
649 | 0
مترادف: مذكر، نر
متضاد: زن، ماده، مادينه، مونث
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت نسبی) [مقابلِ مادینه]
مختصات: (نَ نِ) (ص . اِ.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: narine
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 315
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
male | masculine , manlike , not male
ترکی
erkek değil
فرانسوی
pas un homme
آلمانی
nicht männlich
اسپانیایی
no hombre
ایتالیایی
non maschio
عربی
ذكر | رجل , مذكر , عضو التذكير , ذكر من الإنسان , ذكري , رجولي , فحل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "نرینه" در زبان فارسی به معنای "مرد" یا "ماده" (در برخی از جانداران) به‌کار می‌رود و به‌طور خاص به جنس نر اشاره دارد. استفاده و نگارش این کلمه نیز باید به‌طور صحیح رعایت شود. در اینجا به برخی از نکات نگارشی و قواعد مرتبط با "نرینه" اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نگارش: کلمه "نرینه" باید به همین ترتیب نوشته شود و به هیچ عنوان تغییر شکل ندهد.

  2. تطابق با دیگر کلمات: وقتی از "نرینه" در جملات استفاده می‌کنید، باید به جنس و تعداد دیگر کلمات دقت کنید. به عنوان مثال، در جمله‌ای که شامل "نرینه" به‌عنوان صفت است، باید سایر صفت‌ها و اسامی نیز با آن متناسب باشند.

  3. استفاده در جملات: برای مثال:

    • "این حیوان نرینه است." (جنس)
    • "در این تحقیق به تفاوت‌های میان نرینه‌ها و ماده‌ها پرداخته شده است." (مقایسه)
  4. آوایی و نحوی: در گفتار و نوشتار باید حفظ انرژی و لحن مناسب را در نظر گرفت. به‌خصوص در نوشتار علمی یا رسمی.

  5. محتوای علمی: توجه به دقت و صحت اطلاعاتی که در ارتباط با "نرینه" بیان می‌شود بسیار مهم است، به‌ویژه در متن‌های علمی یا تخصصی.

با رعایت این نکات می‌توانید کلمه "نرینه" را به‌طور صحیح و به‌جا به کار ببرید. اگر سوال خاصی در این زمینه دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در این جنگل، برخی از حیوانات نرینه با رنگ‌های زنده‌تر و جثه‌های بزرگ‌تر پیدا می‌شوند.
  2. در بسیاری از گونه‌های پرندگان، نرینه‌ها برای جذب جفت خود، نمایش‌های زیبایی انجام می‌دهند.
  3. پژوهشگران به بررسی رفتار نرینه‌ها در شرایط مختلف زیستی پرداخته‌اند تا الگوهای اجتماعی آن‌ها را بهتر درک کنند.

واژگان مرتبط: مردانه، مذکر، نرین، گشن، جنس نر، وحشی، مرد مانند، مردوار

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری