جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: نزع . [ ن َ ] (ع اِمص ) حال جان کندن . (از منتهی الارب ). جان کندن . (غیاث اللغات ). حالت جان کندن . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ نظام ). دم بازپسین . (فرهنگ خطی ). حالت مریض مشرف به مرگ . (از المنجد). یقال : هو فی النزع ؛ یعنی او در حالت جان کندن است . (منتهی الارب ) : چو آئی سوی خاقانی دم نزع به دید تو دود جانم زدیده . خاقانی . مادرم کرد وقت نزع دعا که تو را بانگ و نام سرمد باد. خاقانی . نه گنج نطق داشتی آن روز وقت نزع مهر سکوت زیر زبان چون گذاشتی . خاقانی . مضطرب در نزع چون ماهی به خشک در یکی حقه معذب پشک و مشک . عطار. امروز در این حادثه دانی به چه مانم در نزع فرومانده چو شمعی به سحر من . مولوی . پیرمردی ز نزع می نالید پیرزن صندلش همی مالید. سعدی . پیری صدوپنجاه ساله در حالت نزع است . (گلستان ). - نزع روان ؛ جان کندن . مردن . درگذشتن : شنیدم که در وقت نزع روان به هرمز چنین گفت نوشیروان . سعدی . - نزع روح ؛ برکنده شدن روح از بدن . (ناظم الاطباء). || (مص ) برکشیدن و برکندن چیزی را از جای خود. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از فرهنگ نظام ). کشیدن چیزی را از جای خود. (غیاث اللغات ). قلع. (از اقرب الموارد). انتزاع . (زوزنی ). کشیدن . (فرهنگ خطی ). || عزل کردن . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || به مغرب روان شدن خورشید: نزعت الشمس ؛ جرت الی المغرب . (المنجد). || مشرف به مرگ شدن بیمار. (ناظم الاطباء) (از المنجد). || برآوردن . (از منتهی الارب ). نزع یده ؛ اخرجها من جیبه . (اقرب الموارد) (المنجد)؛ از جیب برآورد دست خود را. (منتهی الارب ) (از المنجد). || کشیدن زه کمان را. (اقرب الموارد) (از المنجد). || بیرون کشیدن دلو را از چاه . بیرون کشیدن بی آنکه بایستد. || گرفتن دلو را و سقایت کردن بدان . (از اقرب الموارد). احتضار، جان كندن، جدايي، رحلت نعمة anlaşmazlık conflit konflikt conflicto conflitto
کلمه "نزع" در زبان فارسی به معنی جدا کردن یا گرفتن است و معمولاً در متون ادبی یا رسمی به کار میرود. برای نگارش صحیح این کلمه و استفاده از آن در جملات، به چند نکته توجه کنید:
نوشتار صحیح: کلمه "نزع" به این صورت نوشته میشود و نیازی به استعمال اشکال دیگر نیست.
جایگاه کلمه: این کلمه معمولاً به عنوان اسم یا فعل در جملات استفاده میشود. میتواند به معنی "جدا کردن" یا "گرفتن" باشد.
مفهوم و سیاق: اطمینان حاصل کنید که مفهوم کلمه با سیاق جمله همخوانی دارد. به عنوان مثال:
"نزع روح از بدن" (در معنای جدایی).
"در زمان نزع، انسان دچار تنش میشود."
فعل مترادف: برای تنوع در نوشتار، ممکن است از مترادفهای این کلمه نیز استفاده کنید، مانند "جداکردن" یا "کَندَن"، اما "نزع" بار ادبی و فنی خود را دارد.
پرهیز از پیچیدگی: در جملات خود از ساختارهای پیچیده یا غیرضروری پرهیز کنید تا مفهوم روشن بماند.
به طور کلی، استفاده از کلمه "نزع" در متنهای ادبی یا رسمی به غنای زبان کمک میکند و باید با دقت و درستی به کار رود.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
پس از سالها جدال سیاسی، بالاخره نزع قدرت از رهبران فاسد انجام شد.
در این مراسم، نمایندههای مختلف نزع توانمندیهای اجتماعی را مورد بررسی قرار دادند.
او به عنوان یک محقق در حوزه تاریخ، نزع فرهنگهای باستانی را در آثار خود تحلیل کرده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر